Monday, September 11, 2006

اگه خدا بخواد یعضی ها سنگ جلوی پای ما نندازن اومدیم که بمونیم خب تو این مدتی که نبودیم وبلاگ قزوینی راه اندازی شد نمی دونم قضیه انجمنوبلاگ نویسان به کجا کشید آقای خدابخش آقای اشتری یا نویسنده وبلاگ نیلوفر هنوز هستن یا رفتن.در هر صورت اگه هستن که خوشحال میشیم با هاشون بلاگیم اگه هم نیستن که امیدوارم هرجا هستن خوش باشن.علی ایحال من تصمیم گرفتم تو سری جدید شعر ها و ترانه هام رو پابلیش کنم و اگه قابل بدونن به نقد یا تحلیل آثار موسیقی بپردازم .تا ه پیش آید. راستی باید خدمت اون دوست عزیزی که هم از وبلاگ من هم از وبلاگ خودش تعریف کرد عرض کنم بله من با ایشان یه نسبت فامیل دارم.منتها خواب زیاد نزدیک نیست.
ادامه مطلب

Sunday, September 10, 2006

اطلاعيه جديد

با سلام خدمت تمام خوانندههايي كه از من به عنوان نويسنده اين وبلاگ نا اميد شده بودن.يه خبر بد آوردم به شما نه!
به همونايي كه دوست ندارن اين وبلاگ آپ ديت بشه به كوري چشم اون آدمها از اين به بعد اين وبلاگ هفته اي 2 دفعه به روز ميشه و در ضمن پستهاي انگليسي هم داره! اين يكي ديگه خيلي با كلاس بودا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اميدوارم كه خدا به ما توفيق بده كه به شما خدمت كنيم (كپي رايت - رضا مارمولك).ازهمين امشب استارت ميخوره به تمام مشتركين خبر نامه وبلاگ هم اطلاع خواهم داد.
C u L8ER
ادامه مطلب

Saturday, January 28, 2006

اند احوالات ما

اولا سلام
دوما از اونجا که باید طبق قانون مرسوم در وبلاگستان هر از چند گاهی اعلام وجود کرد تا نگویند رها کردو برفت ما هم چنین کردیم .امید.وارم که سوء برداشت نشود که حرفی برای گفتن نیست که هست ، بسیار هم هست اما مجال قلم فرسایی نیست.
ولی به مخصتری عارض شوم که از انجا که سوم بهمن ماه در تهران تالار شهید آوینی کنسرت یکی از خواننده های محبوب من برگزار شد که نتوانستم بی تفاوت باشم و و خلاصه راهی آن شهر شلوغ شدیم تا نظاره گر هنر نمایی فرمان فتحعلیان و گروه ایلیا باشیم.کنسرت خوبی بود بخصوص که بابک ریاحی پور هم آمده بود (گویا کدورتها از میان رفته بود)سر فرصت عکسها را هم برایتان خواهم گذاشت.
-جشنواره فجر هم با چهار شنبه سوری و کافه ستاره و کمی هم تقاطع (از نظر من) تمام شدنیست.در مورد موسیقی فجر هم حرف نزنم بهتر است.
مطلب بعدی اینکه البوم زرد سرخ ارغوانی .ساخته امیر حسین سام در ایران هم منتشر شد

سالگر تولد موتزارت هم مبارک

وآقای درخشان هم که میگوید با یودجه خودش و وب سایتهایش به عنوان یه شهروند روزنامه نگار رفته تل آویو تا ..................
البته خودش گفته که که مواظبه تا هیچ گروه اسرائیلی و سیاسی ازش سوء استفاده نکنن!!!!
خب حرفهای دیگری هم هست که سر یه فرصت دیکه خواهم گفت.
بسوزه پدره سربازی!!!!!!!!!!!!!!!

در ضمن مردشور این بانی فیلترینگ کیلویی در ایران رو ببرند.هرکی که میخواد با شه
ادامه مطلب

Friday, December 09, 2005

نقش خیال

شرکت دل آواز مسئولیت ضبط و تکثیر چهارمین آلبوم همایون شجریان را با عنوان نقش خیال عهده دار شده .این آلبوم که در مهرماه سال 84 عرضه شده نتنها با سه آلبوم قبلی همایون شجریان بلکه با سایر آلبوم های موسیقی سنتی ایرانی موجود در بازار ایران تفاوتهای شگرفی دارد .که همین تفاوتها مرا برآن داشت تا با تمام نابلدی و ناشی گری هایم این جسارت را بپذیرم و مطلبی در باب آن بنویسم که در همین بدو کار از تمام دوستانی که در این عرصه مینویسند و این مطلب را می خوانند پوزش می طلبم.

اولا باید بگویم که جسارت (وشاید هم ریسک ) همایون شجریان برای گریز از سایه سنگینی که پدرش برعرصه موسیقی سنتی انداخته و تلاش برای یافتن هویتی مستقل ستودنی و قابل تحسین است که با وجود تعصبات (به نظر این حقیر) بعضا بی جا در این بازار پرآشوب موسیقی آرام بخش ایرانی کاریست بس سخت و دشوار . فروش خوب سه آلبوم قبلی وی علی الخصوص آلبوم ناشکیبا (با آهنگ سازی اردشیرکامکارها) که پرفروش ترین آلبوم موسیقی سنتی در زمان عرضه شدنش به بازار بود نشان از کسب موفقیت وی لااقل در میان شنوندگان عامه را دارد.

میراث فنون آوازی از پدرش و تفکر جوان و خلاق وی در انتخاب اشعار و آهنگها و آهنگسازان و همراهی پدر در عرصه های هنری عواملی بودند و هستند که وی را تا بدینجای این راه طولانی و پر پیچ و خم یاری ساختند.

اما آلبوم اخیر وی با نام نقش خیال از نظر ارکستراسیون آهنگ سازی و سازبندی و آلات موسیقی و حتی اسلوب موسیقی دارای نوآوریهای خلاقانه ای است که در آن همایون با استفاده از تکنیکهای پیشرفته آوازی و نیز فرود و فراز های غافلگیر کننده و بجا توانسته بدعتی زیبا و جذاب تر از فرم کلاسیک موسیقی اصیل ایجاد کند.اما بخش دیگر جذابیت این آلبوم مدیون هنرمندی آهنگ ساز جوانیست که همایون شجریان مسئولیت ساختن آهنگهای آلبوم اخیر خود را به عهده او و گروهش سپرد.

هرچند به دلیل تعصبات بعضی از پیشکسوتان موسیقی سنتی ایرانی و آنها کی سنگ پیش پای امثال شجریان ها و کامکار ها می اندازند و بهانه گیری های واهی مخالفان این موسیقی مبنی بر غم انگیز بودن ذاتی آن و نیز جا افتادن فرهنگ هرزه شنوی (در عرصه موسیقی البته!) در میان عامه مردم منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید اما به مدد تلاش امثال علی قمصری امید است موسیقی ایرانی (که بسان بیمار نیمه جانیست) جذابیت از دست رفته خود را باز یابد و به جایگاه شایسته خود برسد

به میان کشیدن موسیقی جنوب ایران زمین که متاثر از موسیقی اعراب میباشد علی الخصوص ریتم های زار (منطقه یی در جنوب) و آشنا کردن غریبان آشنا با این فرهنگ موسیقی کاری تحسین برانگیز است.وی در قطعه رخس زار که در سی دی صوتی این آلبوم موجود می باشد با تلفیق این نوع موسیقی و موسیقی مقامی ایران که غالبا در نواحی کردستان و کرمانشاه نواخته میشود و استفاده از کوکهای متفاوت تار ونیزاستفاده دستگاه همایون البته با رعایت اصول صحیح نوازندگی و آهنگ سازی توانسته فرمی نو و ناب به این آهنگ ببخشد.و قطعه ای تاثیر گذار و تامل برانگیز را خلق نماید.

اما چیزی که بیش از پیش مرا شگفت زده کرد و تحسین و تبریکم را از این تریبون کم صدا و نیمه خاموش به علی قمصری سبب شده ، ایده ای بود که 2 سال ذهن مرا مشغول خود ساخته بود و آن تلفیق موسیقی سنتی ایران و موسیقی سنتی دیار اندلس است.موسیقی سنتی آن سرزمین که هم اکنون با نام موسیقی فلامنکو شناخته میشود زمانی تنها مختص کولیان و دوره گردان آن دیار بوده و بس. اما طی یک دوره 40 تا 50 ساله با همت نوازندگان و خوانندگان آن سراسر جهان را درنوردید به نحوی که هم اکنون به یکی از پر طرفدار ترین سبکهای موسیقی در تمام جهان (حتی در ایران) تبدیل شده.اما منشا و ریشه شکل گیری این موسیقی گویند به زمان فتح اندلس به دست اعراب و حضور اهالی مشرق زمین در آن دیار باز میگردد.شخصی به نام زریاب (که موسیقیدانی ایرانی و تبعید شده به آن سرزمین میباشد) از اولین پایه گذاران این موسیقی بوده که به مرور زمان و طی جنگهای صلیبی و وقوع رخداد رنسانس و صنعتی شدن اروپا این موسیقی دستخوش تغییر و تحولاتی شد .به دلیل وقوع چنین تحولاتی شاید بتوان گفت که فلامنکو دارای تم شرقی و هارمونی غربی میباشد. اما در فلامنکو دو دستگاه وجود دارد که بسیار نزدیک و شبیه به موسیقی شرقی و مخصوصا موسیقی ایرانی میباشد.یکی از این دستگاهها تارانتوس میباشد که توکه ای (دستگاهی) کاملا ریتمیک و دارای کمپاس (ریتم) منظم و نسبتا جدی میباشد که در ایالت آلمریاساخته شده و دیگری تارانتاس میباشد که بسیار شبیه تارانتوس است با این تفاوت که فاقد یک ریتم منظم بوده و اشعاری که دراین دستگاه خوانده میشود غالبا به فرم بیان یک داستان در موضوعات گوناگون میباشد این دستگاه در جنوب شرقی اسپانیا شکل گرفته است و لحنی اندوهناک دارد.این دو دستگاه نتنها دارای یک تم شرقی میباشند بلکه هارمونی آنها به دلیل تزئینات و اصول خاص خود بسیار شرقی به نظر میرسد.این توکه ها بر اساس نت فادیز نواخته میشوند و در آکوردهای گیتار (به عنوان ساز اصلی این موسیقی ) از نتهای فادیر ، دودیز ، (در سیمهای بم) وسل ، سی و می( که در سیمهای زیر) استفاده میشود .به عنوان مثال در آکورد سل ماژور تنها سیمهای بم به صدا در میایند.و همین اسلوب آکوردگیری و اصول دیگری در اجرای فالستا ها (ملودی) با تزئینات خاص این توکه وجود دارد سبب رسیدن صدایی ناهمگون به گوش شنونده میشود که ناخدآگاه موسیقی ایرانی و علی الخصوص دستگاه همایون (به عنوان نزدیک ترین دستگاه به موسیقی غربی) را در ذهن شنوند تداعی میکند.

که علی قمصری در آخرین آهنگ آلبوم نقش خیال با عنوان گناه عشق توانسته با نواختن قسمتی از توکه تارانتوس بوسیله گیتار و تلفیق آن با گوشه ی زیبای بیداد از دستگاه همایون به مدد ارکستر ترانه ای جذاب و بدیع خلق نماید. چیزی که نظیر آن را سابقا ندیده بودیم.

استفاده از سازهایی نظیر کلارینت ، دودوک ، دیجیرود ، کنترباس ، آلتو ، ویلنسل و سولیست در کنار سازهای سنتی نظیر کوزه ، تنبک ، دف دهل ، نی ، تنبک ، تنبور ، توبه شکن ، کمانچه ، کاسوره و تنظیم هنرمندانه آنها باهم ارکستر را در همراهی همایون شجریان در ترانه های این آلبوم علی الخصوص همنوازیشان در لحظه های اوج گیری صدای خواننده بسیار زیبا می نمایاند.

علی قمصری متولد 1362 ، تحصیلکرده هنرستان عالی موسیقی که در سال 1380 (در 18 سالگی) ارکستر بزرگ سرمد را تاسیس نمود. و دارای مقام اول جشنواره موسیقی جوان در سال 1382 در این آلبوم علاوه بر آهنگ سازی ، نوازندگی ساز های عود ، سه تار ، تار ، بم تار ، و گیتار را به عهده گرفته.

ادامه مطلب

Thursday, November 17, 2005

گفت ، شنود

گفت : من نیستم
پرسیدم : چرا؟
گفت : برای اینکه اشتباه زندگی را اشتباها زیستم
- میخواستم بپرسم منطورت چیست؟
اما دیر شده بود.درست هنگامی که میگفت اشتباه زندگی را اشتباها زیستم
من - به خاطر اشتباه نمردن خود میگریستم
ادامه مطلب

Wednesday, October 26, 2005

فیلتر ، آزادی بیان ، واقعیت

فيلترينگ ، سانسو ر و مميزي وا‍‍‍ژه هايي هستند كه اين روزها در دنياي رسانه هاي (اغلب نوشتاري) زياد به گوش و چشم
ميخورند.اما از آنجا كه بحث در دنياي مجازي بسيار بحث انگيز و موضع گيرانه بوده است جاي توضيح بيشتري دارد.چرا
كه با توجه به گسترش و بلاگ نويسي و حرفه اي شدن وبلاگ نويسان اعتبار وبلاگها و محتوياتشان نيز افزايش پيدا كرده و اين
مسئله نا خدآگاه باعث ايجاد حساسيت بيشتري در مورد اين رسانه شده است.هرچند كه ما تا كنون سياست مدون و معييني از
جانب مخابرات براي فيلترينگ نديده ايم اما در تعريف كلي شايد بتوان گفت كه فيلترينگ مختص سايت ها يا وبلاگهائيست كه
خلاف عرف شرع و مصالح عمومي جامعه مي نويسند.عده اي در اين ميانه به صورتي (شايد افراطي)واكنش نشان داده
اند.هنگامي كه به اعتراضات اين افراد توجه مي كنيم وا‍ژه آزادي بيان بيش از هر كلمه ديگر به چشم مي آيد.اما به واقع اصل
اين آزادي بيان چيست؟اينكه هر كس هرچيز دلش خواست بگويد (بنويسد)در اصل چيزي كه دورنمايه دهني بسياري از اين وبلاگ نويسان اسات همين اصليت اين پديده است.يعني تريبون آنها همين
رسانه شخصي است كه متعلق به خود آنهاست و آنها به دليل شخصي بود رسانه شان خود را مجاز ميدانند كه هرچيز را كه
دلشان خواست بنويسند.نكته مشترك غالب وبلاگهايي كه گرفتار فيلترينگ ميشود اين است كه نويسندگان آنها مسائل ، قوانين ، هنجا رها و حتي نابه
هنجار هاي اجتماعي را به بوته نقد كشانده و واقعيت آنها را با توجه به تخيلات خودشان به گونه اي ديگر جلوه دهند..در
واقع ميتوان گفت كه اين مبناي نقد و تخليل آنهاست كه نوشته هاي آنها را تخت پوشش قرار ميدهد.و از انجام اين كار نيز هيچ
ابايي ندارند چرا كه رسانه آنها يك چهار ديواري اختياريست كه حتي مي توانند با استفاده ابزاري از آن اصالت خود را در پس
هويتي پنهان بروز دهند.غاللب افراد در مواجهه با اتفاقات (وقايع) رفتار هاي متفاوتي از خود بروز ميدهند .اما سوال اينجاست كه آيا انسانها حق
ندارند احساس و عكس العملشان را در قبال اين اتفاق بيان كنند (بنويسند)؟ و اصولا اين حق داشتن يا نداشتن را چه كسي و
بر اساس چه اصل و مرجعيتي تعيين ميكند؟ در واقع اينجاست كه بحث آزادي بيان به ميان مي آيدو اينكه هدف از اين آزادي بيان چيست؟ ما با چه هدفي آزاد هستيم؟ يا ميخواهيم آزاد باشيم .هدف از آزادي اين است كه
نوشته هاي ما به آزادي برسند؟ وبلاگ ما به آزادي برسد؟ يا خود ما به آزادي برسيم؟كه اين گونه نيست.در واقع آزادي هيچ گاه هدف نبوده و نيست .آزادي در اصل ابزاريست براي رسيدن به هدفي ديگر و در
واقع بايد شرايط براي اين آزادي مهيا باشد.بايد اين نكته را قبول كرد كه آزادي در نوشتن آنقدر جامع و اكمل نيست كه بتواند تمام موارد را تخت پوششر قرار دهد.
مثلا هيچكس دوست ندار خبر و يا مطلبي دروغين در وبلاگ شما بخواند.به همين دليل شما خود را مجاب ميكند كه دروغ
ننويسيدچراكه اگر هركس بتواند به راحتي دروغ نگاري كندتمام اعتبار و ارزش رسانه ها از بين ميرود.بنا براين مسائلي نظير
گفتار صادقانه (عاري از تخريف و دروغ) و امثالهم يكسري اصول اوليه اخلاقي هستند كه همگان بر آن مهر تائيد مي
زنند.و حال در اينجا به مرحله ديگري ميرسيم كه آن تعريف واقعيت است.
ادامه دارد
ادامه مطلب

Thursday, October 20, 2005

اين مطلب قسمتي از صحبتهاي حسين ابطحي و آيت الله منتظري است كه همين چند وقت پيش صورت گرفته :
در وسط صحبت، در فاصله ای که یکی از شاگردان داشت حدیثی از کتاب پیدا می کرد، ایشان از همان بالای صندلی گفتند احوال وبلاگ آقای ابطحی چطور است؟ خیلی این سخن ایشان برایم هیجان انگیز بود. وقتی جلسه تمام شد در حیاط بغلی چند لحظه ای خدمت ایشان رسیدم و دامادم آقا صالح هم همراهم بود. احوال خانواده و زن و فرزندانم را پرسیدند. هم یادشان بود من 3 دختر دارم و هم گفتند پارسال گفته بودی که داماد مثل پسر آدم است. با این سن و سال و این همه سختی این حافظه فوق العاده است. بعد هم در مورد تعداد مراجعه کنندگان به وبلاگ و میزان وقتی که برای سایت می گذارم پرسیدند، گفتم مگر می خوانید. گفتند گاهی. شرمنده شدم. بعد گفتند سایت من را هم می بینی تا بحال سه بار به دلیل فیلتر شدن آدرس آنرا عوض کرده ایم و آدرس آخری آنرا دادند. اسامی کتابهای خودشان که به تازگی بر روی سایت رفته را هم برشمردند. توجه این پیرمرد مرجع تقلید به سایت و اینترنت هم عجیب بود هم امیدوارکننده.
ادامه مطلب

Sunday, September 11, 2005

چرا نخبگان وبلاگهاي ما را نمي خوانند؟؟؟

سرويس نه چندان جالب نگاهي به وبلاگهاي سايت ايسنا اين روزها موضوع نه چندان جالب و مبرهن عدم مراجعه نخبگان به وبلاگها را براي كسب اطلاعات و اخبار مورد تحقيق و برسي قرار داده است!!!
اولا بايد اين نكته را بگويم كه با راه اندازي سرويسهايي اينچنين هيچ مخالفتي نيست چرا كه وجود مرجعي در اينترنت كه بتواند صداي وبلاگ نويسان را به گوش آنهايي كه خود را به كر بودن زده اند برساند بسيار لازم و ضروريست.اما اين مساله نيز مثل فكر وجد داشتن يك گل بي خار يا يك انسان بي عيب و نقص است.چرا كه اگر اينگونه سرويسها نيز در اينترنت راه اندازي شوند كه نمونه هايي از آنها را ديده ايد .كه گاها به صورت دوره هايي مقطعي فعاليت كرده اند.هيچگاه نتوانسته اند از بند سليقه ها و ديدگاههاي شخصي رهايي يابند و غالبا مطالب دلخواه خود را انعكاس داده و يا مطالب ديگر را هم آنطور كه دلشان ميخواهد انعكاس ميدهند.شايد بتوان بهترين اينگونه سرويسها را سرويس Global Vioce هاروارد دانست كه بدون در نظر گرفتن دسته ها و رسته ها تنها قصد انعكاس مطالب روز دنياي وبلاگ نويسي هر كشور (كه چون اينجا دهكده جهانيست بهتر است بگوئيم هر زيان) را دارد.وچون زبان بيشتر خوانندگان اينترنت انگليسي است اين صدا رساتر و فراگير تر خواهد بود.
خوب انگار كمي از بحث ابتداي پست كه بحث اصلي بود دور شدم.همه ي كساني كه حداقل يك سال است وبلاگ مينويسند يا وبلاگ ميخوانند و در اين وادي سير كرده اند ميدانند كه شايد بعد از مشكل سانسور در وبلاگ نويسي مهمترين مشكل اين رسانه پائين بودن سطح كيفي مطالب آن است .در اين مورد زياد نمي توان وبلاگ نويسان را مورد بازخواست قرار داد چرا كه آنها نيز خودشان در حوزه يي كه مينويسند يك متخصص همه فن حريف و كارآزموده نيستند بلكه به نوعي قصد دارند داده هايشان را به اشتراك بگذارند تا هر كسي كه لازم ديد از انها استفاده كند و در همين حين از مطالب وبلاگهاي ديگر كه نويسندگان آنها نيز چنين كاري كرده اند استفاده كنند و در واقع از اين طريق بتوانند يك حوزه كامل كه بتواند تمام حواشي يك موضوع را دربربگيرد خلق نمايند.كه در آن هم يا بگيرند و هم بياموزند.كه حتي در همين سطح نيز نمي توان و نبايد از وبلاگ نويسان كه غالبا جوانان و دانشجويان هستند انتظار توليد محتوايي را داشت كه به درد نخبه گان ما بخورد (مگر اينكه قوانين قوانين كپي رايت را نقض كنند) در واقع ميتوان گفت وبلاگ نويسان با راه اندازي وبلاگهاي تقريبا تخصصي حال در هر موضوعي كه باشد قصد آموختن چيزهاي جديد را دارند و در عوض با انتشار داده هاي خود به نوعي دين خود را به اين جامعه مجازي ادا كنند.شايد به همن دليل است كه غالب خوانندگان وبلاگها خود يك وبلاگ دارند.در حوزه خبر واطلاع رساني محض هم نبايد از وبلاگ نويسان انتظار داشت كه سليقه هاي شخصي خودشان را در خبر اعمال نكنند و بتوانند با امكانات محدودي كه در اختيار دارند اخبار جامعي را به مثابه سايت هاي بزرگ خبري منتشر نمايند.چرا كه انها فقط يك وبلاگ نويس هستند.اما اگر اصرار بر اينست كه نخبگان مملكت از وبلاگها و مطالبشان استفاده نمايند شايد بهترين راه اين باشد كه خودشان را آلوده وبلاگ نويسي كنيم!
به اين صورت كه سرويس دهنده يي از جانب يك نهاد و يا يك دانشگاه ايجاد شود و در اين سرويس دهنده ها نخبگان كه غالبا اعضاي هيئت هاي علمي دانشگاهها هستند شروع به نوشتن مطالب مورد نظر خود (از قبيل سوالات نتايج تحقيقات و هر چه كه خودشان ميخواهند ) و نيز ايده ها وافكار و برنامه هاي خود در حوزه كاري و تخصصي شان كنند.منتها اين سرويس بايد طوري جامع و همه گير باشد كه اكثر نخبگان در آن فعاليت كنند. تا هر كسي آن مطلبي را كه ميخواهد بيابد .همين قضيه را ميتوان در مورد وبلاگهاي عامه مردم نيز پياده كرد.بدين صورت كه سرويس دهنده هايي راه اندازي شوند كه فقط ميزباني وبلاگ نويسان يك حوزه تخصصي مثلا كامپيوتر يا پزشكي يا ....را انجام دهند.با توجه به گسترش روز افزون وبلاگ نويسي و افزايش تعداد وبلاگ نويسان وجود اينگونه سرويسها قطعا پيدا كردن مطلب مورد نظر را براي هر خواننده اي راحت تر خواهد كرد
ادامه مطلب

Sunday, September 04, 2005

جلسه ای که برگزار شد



جمعه ای که گذشت جلسه ای با حضور وبلاگ نویسان برگزار شد که طبق روال جلسات قبلی یک نفر غائب بود (لازم به ذکر است که غیبت حداقل یک نفر از اعضا جزو مرسومات واجب جلسات ما شده است،انقدر که اگه تمام اعضا حاضر باشن جلسه برگزار نمیشود!) . قبل از هر چیز عاری از هر تعارف و ریا ممنونم از دوستانی که برای اولین بار در جلسه حضور پیدا کردند (چون تجربه دعوت کردن بسیاری از وبلاگ نویسان متععدد و متشخص به این جلسات را دارم این را میگویم که گاها برخی از ایشان حضور در این جلسات را نوعی ریسک تلقی میکنند که الحق و والانصاف بنده به ایشان حق میدهم ولی خب ای کاش انها که نیامده اند بروند از انها که امده اند بپرسند که جلسات ما چگونه بوده است انوقت اگر فاز داد بیایند.) .و معذرت میخواهم از اینکه محیط برگزاری جلسه زیاد مطلوب نبود.خب مشکل نداشتن محلی مناسب برای برای گفتگو جزو مشکلات اصیل کلیه تشکلهای مدنی در شرف تاسیس بوده وهست.که باید یه جورایی باهاش ساخت.در باب جلسه هم باید گفت که مسائل نسبتا زیادی مطرح شد و توافقات مناسبی حاصل شد.به نحوی که اگر ما به وعده هایمان به موقع عمل نمایئم(که تقریبا نمائیدیم) و سازمان (فعلا) جوانان هم به موقع به وعده هایش عمل نماید (که فعلا چندان به موقع عمل ننمائیده است) در اینده یی که چندان هم دور نیست مجمع عمومی برگزار خواهد شد .در هر صورت امید است که این جلسات سر آغاز ایجاد (شایدم ابداع) رسمی خوشایند باشد برای تعامل و ارتباط بیشتر وبلاگ نویسان تا ازآن استفاده بهینه برده و سطح کاریشان را که همانا وبلاگ نویسی است بالاتر ببرند(همه بگویند ان شاالله)
ادامه مطلب

Saturday, September 03, 2005

یه شب مهتاب ، ماه می‌آد تو خواب



هشتم شهریور ماه سال 81 روز تلخی برای دوستداران مرد تنهای موسیقی ایران بود.
و هنوز هم هست چرا که در این روز جسم فرهاد مهراد از زمین خاکی ما رخت بربست.مردی که ترانه هایش برای هر نسلی ماندگار است ولی افسوس که این زندگان مرده دوست ، قدر این مرد تنهای هفته های خاکستری را در زمان حیاتش ندانستند.هر چند که او یک روز بعد از انقلاب ترانه وحدت را خواند اما.15 سال برایش بهانه تراشیدند که او را در سکوت نگاه دارند.انگار قصد این بود که ساکت باشد.چه فایده که بعد از مرگش ترانه های او را از تلوزیون پخش میکردند.(1)
فرهاد از معدود کسانی بود که اشعار ترانه هایش را به واقع درک میکرد و در عمل هم به انها معتقد بود.قلم تقدیر آنقدر برایش تلخ نوشته بود که حتی مرگش نیز در غربت رخ داد جسم اش نیز در خاک همانجا اسیر شد.از آغاز فصل پائیز سال 79 که فرهاد حتی با وجود اوج گرفتن بیماریش عزمش را برای ضبط و انتشار آلبوم آمین جزم کرده بود جز مرگ هیچ چیز جلو دارش نبود ولی افسوس که دست اجل مهلت به وی نداد.

1-آقاي ضرغامي، اين روزها "شبانه" را با شعر "احمد شاملو" پخش مي كنيد: "عمو يادگار، مرد كينه دار، مستي يا هوشيار، خوابي يا بيدار؟... آخرش يه شب ماه مياد بيرون، منو مي بره از ته زندون..." كليپ هم برايش مي سازيد. كدام زندان؟ كدام ماه؟ كدام عمو يادگار؟ آقاي ضرغامي براي يك دستمال نيازي به آتش زدن قيصريه نيست. فرهاد را همچون گذشته فراموش كنيد. آنها كه بايد او را از ياد نبرند، بسيارند و بيدار. فرهاد به هيچ رسانه دولتي نيازي نداشت و ندارد..
ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 سکوت.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده