Showing posts with label اجتماع و سياست. Show all posts
Showing posts with label اجتماع و سياست. Show all posts

Friday, June 21, 2013

خیابان یک قدم تا فراموشی

سرچشمه بسیاری از قوانین بدیهی و نظام‌های غول‌پیکر از همین خیابانی شروع شده که جسم ما هر روز از آن می‌گذرد و ماهم کمتر بدان توجه می‌کنیم. درواقع خیابان‌ها در جوامع شهری امروز ،بخشی از هویت ما را تشکیل می‌دهند و این انضمام فرهنگی خاص زیستن در جهان تجدد است. 
خیابان در معنای مدرن آن، محلی برای عرضه شدن و یا انتخاب کردن است و به نوعی میعادگاه برای افراد و اقشار جامعه محسوب می‌شود.
نفس عرضه شدن و انتخاب کردن در خیابانی مثل «خیام‌شمالی» قزوین و غرق شدن در میان انبانی از نورها، صداها، رنگ‌ها، کالاها و کالاهای مصرفی، فرد را وارد نمایشگاهی می‌کند که در آن، جدیدترین نمودهای وارداتی عرضه می‌شوند.  چیزی که مورد توجه قرار می‌گیرد مثل آخرین مدل گوشی همراه، جدیدترین نوع لباس، مدل ماشین و... نمایانده می‌شود. حاملان این متعلقات در این خیابان به سان انسان‌هایی پیشرو دانسته می‌شوند که از امکان و پتانسیل بیشتری برای دیده شدن و به چشم آمدن برخوردارند؛ بنابراین دیدن و دیده‌شدن بخش قابل توجهی از دغدغه ی عابران این خیابان ها را دربر می‌گیرد،به طوری که می‌توان گفت امروز راه رفتن در این خیابان به یک تفریح دائمی برای مردم قزوین تبدیل شده است. 
آنچه شما بیش از هرچیز در خیابانی مثل خیام شمالی، با آن مواجه هستید، تصویر سازی‌هایی است که دست روی غریزه شما قرار می‌دهد. درواقع این ایماژها، شما را از جلد معقول و انسانی خودتان خارج می‌کند و تبدیل به کسی می‌کند که تشنه‌ آن متعلقات  خیابانی و وراداتی می‌شوید و جالب اینجاست که این ها صرفاً اشیاء بی‌جان نیستند؛ بلکه می‌توانند انسان‌هایی باشند که مرز بداهت‌های موجود در ذهن شمارا توسعه دهند. در حقیقت، این تصاویر وا‍ژگون  که می‌بینید با تحریک غرایزتان، شما را مبتلابه نوعی خودفراموشی موقت می‌کند ؛ علت اینکه امر «خرید کردن» با تمام مقدمات و موخراتی که با خود به همراه دارد برای خیلی‌ها یک تفریح جدی و حتی اعتیاد مزمن به حساب می‌آید نیز در همین مساله نهفته است؛ چراکه این امر، یعنی «در خیابان بودن»؛ البته با ویژگی‌های مذکور می‌تواند به راحتی شما را  در موقعیتی قرار دهد که آلام و بی عدالتی‌هایی که در زوایای پیدا و پنهان این محیط وجود دارد، نفهمید و یا اگر فهمیدید به راحتی از کنار آن بگذرید؛چرا که شما در پروسه نسیان موقت آلام به وسیله یک مسکن بی‌ضرر هستید.
این روال در عین لذت بخش بودن می‌تواند مثابه یک توطئه نابخشودنی‌تلقی شوند که انسان‌ها خود برای خود به وجود آورده‌اند؛ چرا که این پروسه می‌تواند با احاطه کردن شریان‌های ادراکی و تحلیل را در خارج از حوزه غرایز انسانی تان، از شما سلب کند.
استقرار جذاب  کالاها، غالباً برخی افراد را وادار به انجام اعمال نامعقولی می‌ کند که خود این افراد اگر در حالت عادی شاهد چنین اعمالی باشند، اگرآن را نفی ‌نمی‌کنند، قبول هم نمی‌کنند؛ اما زمانی که در این بستر(خیابان) قرار می‌گیرند به طور ناخودآگاهی غرایز خود را در غالب این اعمال و رفتار نامعقول تخلیه می کنند که اغلب آنها نیز جنبه ی ظاهری و نمود بیرونی دارد. کارهایی مثل ویراژ دادن در این خیابان‌ها زیاد کردن صدای ضبط و متلک انداختن به جنس مخالف از این دست هستند؛ البته اینها انواع کاملاً عیان هستند. نوع‌های دیگری نیز از بروز این غرائز وجود دارد که شاید کمتر به چشم بیاید و آن صرفا نگاه کردن است.
اشاره: این مطلب پیشتر در پنجمین شماره هفته نامه «فروردین امروز» منتشر شده است.
ادامه مطلب

Tuesday, February 28, 2012

حکایت تلخ و شیرین یک «جدایی...»

اصغر فرهادی توانست جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان را در اسکار 2012 از آن خود سازد. طبعاً این توفیق مایه خوشحالی همه وطن‌خواهانان ایرانی‌ست. وقطعاً خوشحالی و تبریک حال غالب این روزها خواهد شد و خنده‌ای که در میانهء این همه بحران و امواج سیل آسای گرانی و تورم و ارز، برلبان مردم می‌نشیند شاید ارزشمندتر از هرچیز دیگری باشد! باری خوشحالی مردم می‌تواند مهمترین چیز باشد!

اما....

اینروزها که دیگر می‌دانیم حکایت اصغر و اسکار نقل محافل خواهد شد و شادی و سرخوشی آن خاطره‌ای ماندنی، گفتن یک واقعیت گرچه شاید کمی برایتان خوشایند نباشد اما اولاً آنقدر نخواهد بود که اثر این سرخوشی را نابود کند و دوماً دانستن آن بهتر از ندانستن آن‌ست!

برای گفتن این حرف باید به عقب برگردیم، به روزهایی که اصغر فرهادی فیلم جدایی را داشت می‌ساخت و بخاطر بیان یک "آرزوی کوچک" فیلمش تهدید به توقیف شد! نمی‌دانم آیا می‌توان این مسئله را شروع ماجرا دانست یا نه؟ اما به هر روی این فیلم ساخته شد و برای دیدن و فهمیدن و قطعا خوب دیده شد اما فهمیده را نمی‌دانم. در میانهء اکران این فیلم عده‌ای از هواداران این جدایی بحث رقابت یا شاید بهتر باشد بگوییم تقابل این جدایی را با یک فیلم (به اصطلاح) سیاسی پیش کشیدند! رقابتی که در ظاهر بین دو فیلم از دوکارگردان و با دو خواستگاه فکری و فرهنگی متفاوت بود، اما باطن آن رقابتی بین طیفی از جامعه با طیف دیگر آن بود!

درست یا غلط آن را کار نداریم، اما اگر بخواهیم به راه حقیقت برویم باید قبول کنیم که این تقابل صورت گرفت اگرچه غایت آن از پیش معلوم بود! اما باید قبول کرد که این قاعده مشمول تمام مخاطبان این دوفیلم نبود! عده‌ قابل توجهی از مخاطبان اخراجی‌ها تنها هدف‌شان خندیدن با قیمتی نسبتاً ارزان بود و عدهء قابل توجهی از مخاطبان «جدایی...» هم هدف‌شان دیدن یک فیلم خوب بود! آن‌ها کاری به این نداشتند که دو طیف مختلف از جامعه تجلی رقابت خود را (که گاهاً به دشمنی بدل می‌شد) در این دو فیلم می‌دیدند! و دعوی آنها برسر این بود که پس از اکران این دو فیلم و اعلام فروششان معلوم شود کدام طبف در اقلیت است و کدام طیف در اکثریت!

و این‌گونه بود که هنر سینما چونان که فرهادی در نطق کوتاهش پس گرفتن نوبل بدان ازعان داشت: زیر غبار سنگین سیاست پنهان شد! لفظ بیان این حرف می‌تواند خود حکایتگر مخالفت فرهادی با برخوردهای سیاسی مخاطبان با فیلمش نیز باشد

اما جالب آن‌جاست که بخش قابل توجهی از فیلم فرهادی خود حکایت شرح این «جدایی...» بود. جدایی نادر از سیمین فقط برسازنده این جدایی طبقاتی نبود بلکه جدایی سیمین از پدر نادر (به رغم آنکه آن پیرمرد در لحظه رفتن سیمین دست او را محکم می‌گیرد)، جدایی این زوج در حال طلاق از زوج جوان دیگری که خواستگاه فکری و فرهنگی‌شان متفاوت است و حتی جدایی ترمه از پدرش به رغم تمام تعلقاتی که به وی دارد؛ همه و همه می‌تواند مبیّن دیوارهایی باشد که ما دورخودمان کشیده‌ایم تا کمتر با دیگران برخورد کنیم!و به همان طبع کمتر از عمق و ژرفای این «جدایی» باخبر گردیم! تا شاید به این بهانه تلخی‌های آن را فراموش کنیم!

اگر پدر نادر را به عنوان نماد نیمه‌جان سنت در خانوداهء این زوج متجدد فرض نماییم، و صحنهء نگه داشتن دست سیمین توسط آن پدر ناتوان را در خاطرمان نگه داشته باشیم می‌توانیم قبول کنیم، که این سنت نیمه جان و دست و پا گیر می‌تواندعامل حفظ پیوندهای درونی یک جامعه نیز باشد! هرچند که به موازات آن می‌تواند عامل جدایی هم بشود!

 هنر فرهادی این بود که روایت را طوری نوشت و به تصویر کشید که قضاوت به‌عهده ما مخاطبان باشد، اما این تفصیل فرهادی خود تاویلی ست که قضاوت را برای ما سخت و حتی غیر ممکن ساخته است! سینمای فرهادی نشان داده که او فیلم‌سازی‌ست که دغدغهء تعین و تحقق «امر اخلاقی» را در روایت‌های کاملا محسوس و واقعی دارد. حضور و یا عدم حضور این مولفه در آثار فرهادی را می‌توان به اندیشهء غالب در فیلم‌های او تاویل کرد، چونان که وی در فیلم‌های پیشین خود هم شخصیت‌هایش را در معرض آزمون‌هایی سخت و واقعی قرار داده بود!

منتهای مراتب در فیلم «جدایی...» این مسئله بسیار پیچیده‌تر است و همین پیچیدگی‌ست که بر اهمیت این جدایی افزوده است! این پیچیدگی برساختهء مواجههء جامعه با تجدد و تغییر نگاه آن به سنت است! باری بازهم همان دعوای سنت و مدرنیته! در شرایطی که نه می‌توان جامعهء ما را سنتی دانست و نه مدرن (که فکر می‌کنم این یکی از مهم‌ترین عوامل جذابیت فیلم برای غربی‌ها باشد) ما خودمان را در فضایی برزخ مانند می‌یابیم، که در آن بسیاری از پارادایم‌های سنتی و یا مدرن آن کارایی یا عدم کارایی سابق را ندارند! و اوج این پیچیدگی درآنجاست که فرهادی در چنین شرایطی به دنبال «امر اخلاقی» می‌گردد! و در این جستجو به رغم اعتراض برخی مخالفان، وی سعی می‌کند نگاهی بی‌طرفانه و از بیرون نسبت به ما داشته باشد! نگره‌ای که در فلسفه مدرن از آن بنام نگاه ابژکتیو یاد می‌شود! اما باید بدانیم که ما علی‌رغم اینکه در مقام یک ابژه در معرض قضاوت قانون و همدیگر قرار می‌گیریم، به موازات آن هرکدام ازما یک فاعل شناساییم که با اندیشه و عمل‌مان در تحقق امر اخلاقی و غایت این قضاوت تاثیر می‌گذاریم.
و در این مقال همانطور که فرهادی نشان داده اگرچه ما هرکداممان با تمام خوب و بدهایمان آینهء طرف مقابلمان هستیم، اما اگر قادر به همیاری و درک واقع‌بینانه از همدیگر نباشیم عاقبت خوبی نخواهیم داشت! اما این همیاری و درک واقع بینانه را چگونه می‌توان بدست آورد؟
  
ادامه مطلب

Saturday, December 24, 2011

بهار انتخابات

مدتها بود که اینجا خاک میخورد و من دلم پر بود اما حرفی برای گفتن نداشتم! نه که نداشتم همان محرمعلی خان معروفی روی متون قلمی شده ام مهر «روا» ی معروف خود را نمی زد و من مجبور بودم که هیچ نگویم...
اما ...نشد این همه دیده را نادیده بینگارم و این امور مشتبه را به طاق نسیان بسپارم! همهء کسانی که اوضاع و اخبار سیاسی ایران را پیگری میکنند، میدانند که این روز ها هیچ گربه‌ای بی چشم داشت به انتخابات نهم مجلس موش نمی‌گیرد. البته بسیاری کسان که بر اوضاع جامعه نگاه واقع بینانه تری دارند اما در عرصهء عمومی صورت اعتبار خود و نظام را با سیلی سرخ نگه می‌دارند، به واقع دریافته‌اند که بخش اعظمی از نیروی‌های محرک برای حضور مردم پای صندوق‌رای میل و مجالی برای شرکت در انتخابات ندارند، ولی چون حضور مردم پای صندوق‌ها خود نمادی از مشروعیت نظام بوده در رسانه‌هایشان با زبان بی‌زبانی از اصلاح طلبان می‌خواهند در بازی شرکت کنند، تا هم آنها به اتحاد دست یازند و هم مردم به‌پای صندوق ها بیایند.
امروز در رسانه منتسب به آقای لاریجانی هم مطلبی خواندم که بوی همین رویکرد را داشت. اما آنچه برای من عجیب بود کور بودن و یا محتملاً کر بودن نویسندهء گم‌نام این مطلب بود. حضرات در نوشتار خود اورده بودند:

سخن گفتن درباره تحریم انتخابات حرفی تکراری و نخ‌نما در میان مخالفان خارج نشین نظام جمهوری اسلامی است اما همین سخن در میان اصلاح‌طلبان داخل ایران حرفی است قابل بررسی.

خب تا اینجای کار حرفی نیست . اما خودفریبی (یا عوام‌فریبی ) از آنجا شروع می‌شود که اساتید افاضه فرمودند:


حرکت‌های رادیکال برخی اصلاح‌طلبان پس از انتخابات سال 88 ریاست جمهوری باعث شد تا رویکرد نظام نسبت به آن‌ها تغییر کند. از سوی دیگر این یک اتهام تکراری است که از زمان انتخابات مجلس هفتم و در تمام انتخابات‌ها اصلاح‌طلبان به عملکرد شورای نگهبان اعتراض و بررسی صلاحیت‌ها را سلیقه‌ای عنوان می‌کردند. اتهامی که هیچگاه شاهدی برای اثبات آن ارایه نشد.

 گویا دوستان ردصلاحیت 2000 نفر در انتخابات مجلس هفتم را کور بوده ندیده‌اند! یا اینکه اصلا خبر ندارند برای اصلاح طلبان حزب و یا تشکلی باقی نمانده که بخواهند در بازی شرکت کنند! آن چند نفر کبریت بی‌خطر و احزاب بی نفر هم  با رسانه‌های منفعل‌شان صرفاً برای خالی نبودن عریضه است. وگرنه کیست که نداند چهره‌های شاخص اصلاح طلب یا در زندانند یا در کنج عافیت تر شاهد و ساقی کرده‌اند. 

برای من همیشه این سوال بوده که ایا آقایان این‌گونه توجیهات را از روی جهالت‌شان روی خروجی رسانه‌هاشان می‌گذارند یا از روی مثلاً تدبیر و تعقل‌شان؟ تازمانی که چنین تحلیل‌های کودکانه‌ای در رسانه‌ها شان منتشر می‌شود کسب پایگاه اجتماعی اطلاح‌طلبان برای ایشان یک آروز خواهد بود. نیروهای تند رو ترهم باید قبول کنند که رفتار بی فکرشان حمایت مقامات عالی‌رتبه نظام را دربر نخواهد داشت! امروز داشتم با یکی از بچه‌حزب‌الهی‌های همشهری‌مان (که پدرش را همه می‌شناسند) خیلی دوستانه بحث می‌کردم و از او پرسیدم چرا بر خلاف آیت‌الله خمینی که با تدبر از اشغال کنندگان سفارت سابق امریکا حمایت کردند، من چیزی از حمایت آیت الله خامنه‌ای از اشغال کنندگان سفارت انگلیس نه شنیدم و نه خواندم؟

بگذریم! 

این روزها وقتی تاریخ مشروطه و وقایع پیش و پس‌از آن را می‌خوانم متوجه می‌شوم.... اصلا بهتراست هیچ نگویم و شما خودتان قضاوت کنید!

ملک‌الشعرای بهار در سنه 1289 شمسی در مشهد و در هنگامهء شروع انتخابات مجلس سروده بود:

ماه مشروطه در اين ملک طلوعيدن کرد
انتخابات دگر باز شروعيدن کرد
شيخ در منبر و محراب خشوعيدن کرد
حقه و دوز و کلک باز شيوعيدن کرد
وقت جنگ و جدل و نوبت فحش و کتک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است

 

صاحب الرايا! رو صبح نشين روی خرک
رايها پيش نه و داد بزن های جگرک
پوت قند آيد از بهر تو و توپ برک
می دود پيشتر و می دهدت بيشترک
هر که عقلش کم و فضل و خردش کمترک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است.
اين وکالت نه به آزادی و خوش تعليمی است
نه به دانستن تاريخ و حقوق و شيمی است
بلکه در تنبلی و کم دلی و پر بيمی است
يا به پوتين و کلاه و فکل و تعليمی است
يا به تسبيح و به عمامه و تحت الحنک است
انتخابات شد و اول دوز و کلک است.

منبع: روزنامه نوبهار مشهد\\ مرداد 1289ش

 پیوند مستقیم به این مطلب

ادامه مطلب

Monday, July 04, 2011

وقتی شیخ قدرت عصبانی میشود!


دفاع جانانه شیخ قدرت از روزنامه نگاران و حیثیت به خطر افتاده ی نمایندگان! بخاطر فحاشی سمبل ادب و متانت به خبرنگاران! از سوی نماینده ای که مهر ارزشی بودن را بر پیشانی خود  زده!
این فایل مربوط به مجلس هفتم می باشد!

ادامه مطلب

Saturday, May 21, 2011

در ذم ناقدان خاتمی از بالاترین تا پائین ترین


شاید آنطور که سیدخندان خصمانه در دههء شصت بر بازرگان تاخت هرگز گمان نمیکرد، بیست و اندی سال بعد خود او هم در مقام سیاست ورزی اصلاحگرا به سازش با دولتی متهم شود که پشیزی برای مخالفان و مستهزئانش ارزش قائل نیست.

خاتمی امروز به مثابه همان فولکس واگنی ست که میخواهد آهسته و پیوسته پیش برود و جماعت آنارشیست و رادیکال ِ فحاش در حکایت همان بولدوزر را دارند که کاری جز تخریب و زیر و رو کردن ندارند.*

من نمی خواهم برای خاتمی آبرو بخرم و بگویم دوستان رادیکال یا آنارشیست یا هرچی، لطفاً آهسته تر فحش بدهید که نامحرمان نشنوند چه اینکه نامحرمان خود را به نشنیدن زده اند.

من نمیخواهم بگویم خاتمی همان کسی ست که در دوران زعامت او برجماعت اصلاح طلب چونان مجالی مهیا کرد که در زمانی که سحابی (که خدایش شفا دهد) با آن موی سپید به جرم «پر رویی» در زندان افتاد و دگراندیشان به جرم تخالف اندیشه و رای خود با مبادی ومبانی نظام کشته میشدند، چنان فضایی مهیا ساخت کسی همنام سمبل نظام  لقب «عالی جناب سرخپوش» را به بیخ ریشه نداشته ی آن نماد وا رقته ببندد، پس نقدش نکنید. چرا که خاتمی خود کسی بود که با تساهل مصدق وارش در قبال ناقدان خویش نقد لامحال و علنی از رئیس جمهور را باب کرد...

من نمیخواهم بگویم خاتمی هموست که همگان از دوست و دشمن (البته دشمنانی که حرف حساب را میزنند و میفهمند یا در مثل عوام سرشان به تنشان می ارزد) از ایرانی انیرانی به او احترام میگذارند و به آبروی و پایگاه اجتماعی او غبطه می خورند، چرا که آدم نکته دان میداند که گنجاندن سیاست ورزی و آبرومندی در یک ظرف کار هر بز و یا گاوی نیست. این را وقتی میتوان فهمید که در بستن کابینه اش حتی از موتلفه نیز نظر خواست و حتی با حضور در کنگره آن تکریم و تحسین شد...

من نمیخواهم بگویم خاتمی همان عزیز کرده ی نظام است که جلوی سقوط نظام را گرفت، چنان که باهنر در لفافه گفت 2خرداد زلزله ی 5ریشتری بود که از یک زلزله 8ریشتری جلوگیری کرد - که به زعم نگارنده نکرد- چراکه زلزله سهمگین 88 که پس لرزه های آن تاهنوز هم ادامه دارد، نشان داد زلزله ای که قرار بر آمدن داشته باشد، میآید حال باخاتمی یا بی خاتمی

من نمیخواهم بگویم خاتمی با ان حرفهای ماتأخرش آهنگ نادیده گرفتن خونهای ریخته شده و ظلمهای روا رفته را سرداده، چراکه یکی از معلول های عرائض اخیر خاتمی همان کسانی ست که در حق شان ظلم رفته.

من نمیخواهم بگویم خاتمی با آن حرفهایش قصد بیمه کردن آتیه ی خود در آینده ی جمهوری اسلامی داشته. چراکه خاتمی هموسط که در میان داد و فغان های چپ و راست به فکر مردمانی ست که بیشترینه ی ظلم و آسیب بر ایشان می رود، و این ازآنروست که خاتمی آنچه برای ما نسل مان آرزو می بیند برای خویش خاطره ای میداند و در همه ی آرمان خواهی سوداپردازی آروزهای محال در عرصه ی مجاز به واقعیت و آنچه که هست می اندیشد و نه آنچه دلش میخواست باشد

من تنها و تنها میخوایم بگویم آنان که خود را زخم خورده ی فقدان دمکراسی می بینند، هنوز استبداد زده اند و تاب تحمل رای مخالف خیال خویش را (فارغ از خام یا پخته بودن) آن ندارند، این دوستان که آمال و ارزش هایشان را در میانه ی منافع ارباب قدرت منتفی و تحریم شده میپندارند اینگونه برخاتمی و گاه بر مقدسات موهنانه می شورند، تا نشان دهند ما جماعت ایرانی هنوز که هنوز است استبداد زده ایم و مشکل نه حکام که خودمائیم. وگر خاتمی مظروفی ست که در ظرفی معین قرار میگیرد، و در میانه ی تبلیغات 88 گفت «ملت می بایست پیش و بیش از آنکه فرد را انتخاب کرده باشد، راه را انتخاب کند» و آنگونه از خیر یا شر کاندیداتوری برای ریاست جمهوری گذشت. خاتمی در دل این نظام خاتمی  شد و هنوز که هنوز است آنچه راکه اصلح میداند بقای نظام است. چراکه او معتقد به تلفیق دین و دمکراسی و تعین جایگاه خدا در مقابل حق مردم است. و با اندیشه ی مصحّح دمکراسی و تعدیل منطق و عقلانیت و واقع گرایی باید دانست که صرفاً و صرفاً آنچه اسلام نامیده میشود نمی تواند محقق در جمهوری اسلامی باشد. بقول سیدجمال الدین همدانی «اسلام یک چیز است و مسلمان یک [یا هزار چیز و ناچیز] دیگر»

القصه آنکه خاتمی چه عزم تحصیل قدرت و کسب مقامی در چارچوب مشروع داشته باشد و چه نداشته باشد کسانی مترصد بهانه جویی راه توشه راه خود میکنند،
گذشته از اینهاهمان مغرضان که بخش های مهم دیگر ِ حرفهای خاتمی را نشنیده و ندیده میگیرند، حود میدانند که راهی دیگر برای تحقق خواسته هایشان ندارند
و به آنان که تنها رهبری را واجد تظلم خواهی می می بینند باید گفت خودفریبی و ریاکاری  دورویی و ددمنشی ست اگر بگوییم به مردم ظلمی نشده است
باری خاتمی اگر هنوز به آنجا که بازرگان گفت «آخرت و خدا؛ هدف از بعثت انبیاء» - درست یا غلط- نرسیده است، اما میداند که بقول بازرگان فقید: « آزادی نه گرفتنی ست ، نه دادنی, آزادی یادگرفتنی ست»

ادامه مطلب

Friday, February 18, 2011

تجمع مقابل منزل هاشمی؛ خاتمی و شیخ قدرت علیخانی

شب گذشته حدود 70نفر با تجمع در مقابل منزل خاتمی و هاشمی شعارهای تندی علیه این دو نفر سر دادند.
، از ساعت 19 شب گذشته حدود 70 نفر با عبور از مقابل پست بازرسی واقع در جماران به سوی منزل سید محمد خاتمی رفته و شعارهایی علیه وی سر دادند.
تجمع كنندگان نسبت به هاشمی رفسنجانی كه منزل وی در نزدیكی منزل خاتمی قرار دارد نیز اقدام به ابراز شعارهای تند كرده و درباره به خانواده وی نیز از الفاظ خاصی استفاده كردند.
برخی منابع از پرتاب سنگ به سوی منزل هاشمی خبر می دهند، اما سایر منابع این بخش از خبر را تایید نكردند.
برخی تجمع كنندگان همچنین علیه سید حسن خمینی شعارهای توهین آمیزی داده  و در راه خود در مقابل منزل قدرت الله علیخانی، نماینده فعلی مجلس، علیه او نیز شعار دادند.
گفتنی است سایت جهان و خبرگزاری فارس از برخی تجمعات همراه با شعار مقابل منازل موسوی و كروبی در ظهر و شب دیروز خبر داده بودند.
ادامه مطلب

Wednesday, January 26, 2011

پول، پولِ هاشمی بود!

مطالب زیر گوشه هایی از خاطرات جالب آیت الله محی الدین انواری است كه بیش از 12 سال (1344 تا 1356) از عمر خود را به جرم مشاركت در قتل حسنعلی منصور و همراهی با گروه های مؤتلفه اسلامی در زندان گذراند.
این گفتگو و مصاحبه كه به وسیله استاد رسول جعفریان انجام شده، دارای مطالب پراكنده و فراوانی است، هر چند به اذعان خود ایشان، تقریباً فاقد نظم و نسق منطقی است، اما می توان گفت كه همه مطالب آن سودمند است:

«...هاشمی آدم خوش بینی بود. من ندیدم در سخت ترین شرایط، خوش بینی اش را از دست بدهد. وقتی با او حرف می زدند، قبول می كرد. حداكثر استفاده را از وقتش می كرد.
روزهای اول شروع كرد پیش (دكتر) شیبانی درس (زبان) فرانسه خواندن. بعد از مدتی هاشمی بحث قرآن (تفسیر راهنما) را شروع كرد كه همان جا بخش عمده آن را تنظیم كرد. از صبح بعد از درس تفسیر آقای طالقانی (در زندان)، كار را شروع می كرد و می نوشت. قدری هم روی نهج البلاغه كار می كرد. بالاخره هاشمی آدم صبور و پشت كاردار بود. آدم احساس می كرد دوستش دارد. برخوردهای جالب و مهربانانه داشت.

تعدادی از طلبه ها را سال 55 ، در سالگرد 15 خرداد گرفتند و آوردند زندان... آنها ملاقاتی نداشتند. در زندان، هر چه جنس می آمد، می رفت انبارِ زندانی ها و تقسیم می شد. خیلی چیزهاكه عمومی استفاده می شد هاشمی تهیه می كرد. خیلی خرج می كرد. هیچ كس خرج نمی كرد. پول، پولِ هاشمی بود. سخاوت مند بود. دست ودل باز بود و خرج می كرد. یك بار سید تقوی می خواست (از زندان) آزاد شود. هاشمی تمام لباس هایش را كه زنش آورده بود و فاستونی خیلی عالی بود، همه را به تقوی داد. فقط عمامه سیاه نداشت بدهد! و او خیلی شیك از زندان رفت.
معاشرتش، معاشرت شیرینی بود. شب های شنبه هم شب قصه گویی بود. اول باید همه یك آوازی می خواندند. خودش هم از بد صداهای روزگار بود كه همه از خنده غش می كردند!...

از زندان پیدا بود كه هاشمی نبوغ دارد. در مشورت ها خوب نظر می داد و با فكرش بچه ها را اداره می كرد. ما از ایشان نه خشونت دیدیدیم و نه بد اخلاقی. آقای طالقانی هم همین طور بود...
آقای هاشمی آدم خوش بینی بود، ‌بر عكس آنهایی كه همه چیز را تاریك می دیدند، اضطراب نداشت، خیلی شوخ بود!...
... (مرحوم) تولیت اسلحه‌ اهدایی شاه (به خودش) را به هاشمی داد. او هم آن را به شهید عراقی داده بود. در بازجویی ها، این اسلحه پای عراقی نوشته شد. عراقی برای این كه جریان پرونده را منحرف كند،‌ گفته بود: از نواب صفوی گرفتم. حتی ناخن های عراقی را هم كشیده بودند (اما آقای هاشمی را) لو نداده بود! نواب هم كه زنده نبود، دیگر نمی شد سراغ او بروند. به هر حال این جالب بود كه با همان اسلحه (اهدایی شاه) منصور كشته می شود!...
من و آقای هاشمی در یك سلول و آقایان طالقانی و لاهوتی هم با هم بودند. در این سلول ها وقتی وارد می شدیم دست چپ یك توالت فرنگی بود. این توالت دری داشت كه میز غذا خوری بود. یك دستشویی هم كنارش بود. یك تشك هم بود جای دو نفر كه دراز بكشند.

این مطالب مربوط به سال 55 بود. روزی ماشین آوردند و ما را بردند كمیته موقت... تا عَضدی با ما صحبت كند... عضدی همان بود كه هاشمی را با سیگار سوزانده بود...»

ادامه مطلب

Tuesday, January 11, 2011

شایعه یا واقعیت؟ فیس‌بوک تعطیل می‌شود

روز گذشته خبری منتشر شد که زاکربرگ، موسس و رییس فیس‌بوک در اظهارنظری گفته است فیس‌بوک از کنترل خارج شده و برای پایان بخشیدن به این وضعیت آشفته، تصمیم گرفته‌ام این شبکه اجتماعی را تعطیل کنم.
فرهیختگان آنلاین: روز گذشته خبری منتشر شد که زاکربرگ، موسس و رییس فیس‌بوک در اظهارنظری گفته است فیس‌بوک از کنترل خارج شده و برای پایان بخشیدن به این وضعیت آشفته، تصمیم گرفته‌ام این شبکه اجتماعی را تعطیل کنم.


این خبر به‌سرعت در اینترنت منتشر شد و پانصد میلیون کاربر اینترنتی این شبکه اجتماعی را به حیرت انداخت. براساس این خبر، موسس فیس‌بوک در کنفرانسی خبری گفته بود: «استرس مدیریت فیس‌بوک زندگی مرا نابود کرده و باید به این اوضاع دیوانه‌وار خاتمه دهم. سایت فیس‌بوک تمام و کمال در ۱۵ مارس / ۲۴ اسفند امسال تعطیل می‌شود و دیگر کسی نمی‌تواند به محتوای اینترنتی صفحه خود ازجمله عکس‌ها و فیلم‌ها دسترسی داشته باشد».

ماجرا به همین پایان نیافت و زاکربرگ در گفتگوی تلفنی اختصاصی با خبرنگار ویکلی‌وورلدنیوز گفت: «فکر کنم بدون فیس‌بوک زندگی بهتر است. مردم مجبور می‌شوند از پشت رایانه‌های خود بلند شوند و در کوچه و خیابان دوستان واقعی پیدا می‌کنند».

این همه درحالی است که ویکلی‌وورلدنیوز به انتشار خبرهای مضحک و دروغ و شایعات بی‌اساس مشهور است و داستان‌های مفصلی از نامزدی جورج‌کلونی (بازیگر مشهور هالیوود) برای انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده و صحنه‌سازی مایکل‌جکسون (ستاره پاپ) برای مرگ تقلبی‌اش تا حمله فضاپیماهای بیگانه به زمین در سال ۲۰۱۱ را منتشر کرده بود؛ اما خبر تعطیلی پرمخاطب‌ترین وبسایت اینترنتی که به‌تازگی رتبه اول سایت‌های پربیننده کاربران آمریکای شمالی را از آن خود کرده سبب شد این خبر در صدر خبرهای تکنولوژی خبرگزاری‌ها قرار گیرد.

هرچند بسیاری از کاربران نظر دادند که این خبر شایعه‌ای بیش نیست و زاکربرگ باید یک دیوانه باشد که بخواهد وبسایتی را که هم‌اکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار می‌ارزد، به همین سادگی تعطیل کند!

آخرین خبر هم این‌که ای.اف.پی ۴ ساعت پیش خبر داد یکی از سخنگویان فیس‌بوک رسما هرگونه برنامه‌ای برای تعطیلی فیس‌بوک را رد کرد.

ادامه مطلب

Sunday, January 09, 2011

محکومیت نصور نقی پور به هفت سال حبس

نصور تقی‌پور، مدير تارنمای «نصور» به اتهام عضويت در مجموعه فعالان حقوق بشر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به هفت سال حبس تعزيری محکوم شد.
به گزارش تارنمای رهانا، تقی‌پور در دادگاه، «قوياً» عضويت در مجموعه فعالان حقوق بشر را رد کرده بود. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، سازمانی برای دفاع از حقوق بشر است که می‌گوید برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران تلاش می‌کند.

روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، ١٢ اسفند ٨٨ با انتشار اطلاعیه‌ای از این سازمان به عنوان «شبکه پوشش منافقین (سازمان مجاهدین خلق)» یاد کرد که داری «ارتباطات گسترده» با دولت آمریکا است.
دادستانی تهران، «جاسوسی، جنگ روانی عليه نظام جمهوری اسلامی و مقدسات دينی، انجام اقدامات ايذايی و هكری و نفوذ به سرورهای دولتی، برنامه‌ريزی برای اختلال در سيستم مديريت شهری و ايجاد پوشش امنيتی براي ورود به فاز اقدام مسلحانه عليه نظام جمهوری اسلامی» را از اهداف مجموعه فعالان حقوق بشر اعلام کرده بود.

تارنمای «نصور» که توسط تقی‌پور مدیریت می‌شود، حاوی مقالاتی درباره فلسفه، انديشه سياسی، ادبيات، هنر و اجتماع است. وی هم‌چنین دانشجوی رشته فناوری ارتباطات است.

اين فعال فرهنگی ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ توسط تيم سايبری سپاه پاسداران ايران در منزل خود در قزوين بازداشت شد. وی پس از ۱۱۰ روز حبس در زندان اوين، با وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی از زندان آزاد شد.

يلدا مظفريان و امير رئيسيان دو تن از وکلای تقی‌پور، به حکم صادره شده عليه وی اعتراض کرده‌اند. آن ها ابراز اميدواری کرده‌اند «تا با طی مراحل قانونی، زمينه ی کاهش حکم مزبور را به ميزان زيادی کاهش دهند.»
گزارش‌گران بدون مرز مهر ٨٩ با انتشار اطلاعیه‌ای، «نگرانی عميق خود را از نقض فاحش حقوق بشر در زندان‌های جمهوری اسلامی که عمدتاً از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عليه روزنامه‌نگاران و شهروند وب‌نگاران انجام می‌شود، اعلام کرد.»

بنا بر اطلاعیه این انجمن بین‌اللی مدافع آزادی مطبوعات «مرکز بررسی جرايم سازمان يافته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سايت رسمی آن گرداب به شکل فعال در سرکوب شناسايی و دستگيری شهروند وب‌نگاران نقش داشته‌اند.»

این اطلاعیه افزوده «فرماندهی پدافند سايبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هکرهای وابسته به آن مسئول دستگيری بسياری از وبلاگ نويسان و شهروند وب‌نگاران در ايران هستند.»

ادامه مطلب

Wednesday, September 29, 2010

موازنه دولت و ملت در ایران معاصر


ساختار حکومتی ایران در طول تاریخ؛ از پیش تا پس از اسلام طبقه عامه را شامل توده‌هایی مکلف و پاسخ‌گو می‌طلبیده که نه تنها حق استنطاق ندارند، بلکه همیشه می‌بایست در برابر مستنطقی بنام دولت یا حکومت پاسخگو باشد، از صدر مشروطه تابحال مردم ایران در طی فرآیندی که بطور توافقی می‌توان آن را فرآیند «موظف کردن» و یا «پاسخگو کردن» دولت دانست در حال نبرد و کش و قوس با دولت‌هاست تا به‌نوعی «شاید» بتواند دولت را پاسخگو کند.
اما به واقع مشکل چیست که ملت تا بحال نتوانسته است که دولت را آنگونه که باید و شاید پاسخگو نماید؟
از تمام خوانندگان محترم این متن که لطف کرده و مرا مفتخر به خواندن این نوشتار می‌نمایند خواهشمندم ضمن حفظ عقاید و اعتقادات محترم خود تعصب و دگمیت را کنار بگذارند، و وجود امکان اشتباه را در نظامی که انسانهای غیر معصوم خلق می‌کنند محتمل دانسته و دور از واقعیت ندانند، حتی اگر آن نظام بر مبنای اتکا و جستجوی امر قدسی تشکیل شده باشد و حتی اگر تشکیل دهندگان و بنیانگذاران آن انسانهایی آزاده و به واقع «معصوم» باشند.
وقتی با این واقعیت به مسئله نگاه کنیم و آن را به معنای واقعی کلمه باور داشته باشیم باور کنید نیمی از راه را برای حل مشکل در پیش رفته‌ایم. پیشترهم در نوشتارهای همین خوانه مجازی گفته بودم که بقول بزرگی یک انسان «عادی» {تکرار می‌کنم انسان عادی} اگر خود را بری از عیب بداند قطعا شخصیتاً بیمار است.
شاید این مسئله بداهتی به واقع مسلم و غیرقابل انکار باشد اما اگر بخواهیم از موضع انصاف تنها به کرده و کردار خویش (و نه دیگری نگاه کنیم) بعید است از هیچ نقد و سخن خلاف میل‌مان نرنجیده باشیم. در این هنگامه گویی انسان مغروری در درون‌ما سعی در کتمان واقعیت دارد و از ما میخواهد که واقعیتی را که اگرچه واقعی‌ست کتمان کنیم، چرا که با تائید آن واقعیت گویی خویش را کتمان کرده‌ایم. بنابراین گاه برای حل مشکلی که ریشه‌ای بنیادی و اساسی دارد و محتاج به عمل جراحی موشکافانه‌ای‌ست از مسکن‌های موقتی و درمان‌های کوتاه مدت استفاده می‌کنیم. اگرچه عوارض بعدی آن برای ما بیشتر و دردناک‌تر باشد. اما ما به بعداً کاری نداریم ما میخواهیم حالیه دردمان درمان شود و فکر آتیه را آتیه خواهیم کرد. اما همین ضعف به ظاهر ساده بارها و بارها مسیر تاریخ این کشور را تغییر داده است.
وجود چنین خصلتی ما را در مواجه با پدیده‌ای عالمگیر و جهان‌ستا که بازهم می‌توان آن را بازهم بصورت توافقی «مدرنیته» نامید، دچار چالشی بنیادی و فرهنگی در سطح کلان کرده است. پیش‌تر از آن حتی اگر قوم جهانگیر و ویرانگری مثل  غربیان مقدونی و شرقیان مغول به ایران حمله کرده و کاخ‌ها را کوخ کردند، اما بازهم فرهنگ غنی ایران تمام این اجانب و فرهنگ بربری و هرهری ایشان را در خویش هضم میکرد و بازهم دوباره از جای برمی‌خواست. اگرچه ایشان معترضین را کشتند، کتابهایی که حامل فرهنگ غنی ایرانی بود سوزاندند، دادگاههای دروغین برپا کردند و حقانیت تصنعی برای خویش به مردم عرضه نمودند اما سرآخر بی آنکه بخواهند و بدانند و بفهمند سر تسلیم در مقابل فرهنگ ایرانی فرود آوردند و اسکندر مقدونی بسیاری از رسوم ایرانیان را مقلدانه به کار گرفت مجبور به تعظیم در برابر مزار مردی بزرگ (کورش) شد که خود نماد شرافت ایرانیان پیش از اسلام است و زنی ایرانی (رکسانا) را برگزید.
ویا همان مغولانی که با سوزاندن کتابخانه و گنجینه‌های ارزشمند فرهنگ و ادب ایرانی سعی در قبولاندن جبری خود بر مردم داشتند سرانجام خود اسیر تفاخر و تناظم شعر و ادب ایرانی شدند.

اما آن فرهنگی که ما در طی تجربه [پذیرایی از]  آن هستیم، تجربه‌ای کاملا متفاوت با میهمان‌های ناخوانده پیشین برای ما به همراه داشت. ما در جدل های قبلی‌مان در مقابل هر بدل بیگانه بدیلی شایسته‌تر و ارجح‌تر ارائه می‌دادیم و می‌توانستیم، در جدل‌هایی نابرابر بازهم پشت آن رقیبان قدر و چالاک را به خاک بمالیم. هم ازینرو ما در مواجهه کثیر سوم با رقیب قدیمی در لباسی جدید از داشته‌های پیشین خود وام جستیم و در مقابل فنون رغیب پی بدل‌های آن در خرمن تجربت تاریخی خود می‌گشتیم.
آری آنچه ما تجدد یا مدرنیته خواندیمش و در دو الی سه قرن اخیر به خبیثانه‌ترین شکل ممکن {یعنی استعمار} خود را به ما نمایاند را ما سالها و شاید بهتر است بگوئیم قرنها پیش می‌شناختیم.
درآن ایام ما هوشیارتر از این بودیم و این هوشیاری نه صرفاً از آخور ایرانی بودن که از توبره اسلامی بودن ما مقدر بود. باری آن هنگام که علم و فرهنگ و جهان بینی و حتی دین غربی هنوز عنانش را به دکارت و نیوتن و لوتر و  روسو و... نسپرده بود، به یمن نهضت ترجمه و شایسته سالاری نسبی نظام حاکم در آنزمان ما توانستیم دستاورد فرنگی‌های قدیم را که حکمای آتنی می‌دانستند هضم کنیم. در آن برهه ابن سیناها و خواجه نصیرهای ما از مرحمت حکام برخوردار بوده و تدوین و تنظمیم فرهنگ ایرانی {و اسلامی} را عهده دار شدند و عصری را خلق کردند که بعدها مسلمانان با حسرت بدان نگریستند و آرزوی برگشت بدان عصر را داشتند. کسانی مثل سیدجمال‌الدین اسدآبادی که اسلام فعلیه را اسلامی منحرف شده از مسیر راستین می‌دانستند و همهء هم و همت‌شان آن بود که بازهم جهان اسلام را به عصر ابن‌سیناها و خواجه‌نصیرها و بیرونی‌ها برسانند. درحالی که رغیب جدید آن رفیق قدیم نبود و مجهز و مبتلا به تغییراتی ماهوی شده بود.
درک این تغییرات ماهوی و تلاش برای بومی کردن این جهان تغییر یافته همان کاریست که ما از دوران عباس‌میرزا و بلکه از قدیم‌تر از دوران شاه عباس کبیر درپی فهم آنیم...

هیچ فرد فهیمی به مدد تجربه این دوران نهایتاً چهارصد ساله مواجهه با مدرنیته را صرفاً عبور از یک دروازه تاریخی نمی‌داند، تحلیل تئوریک این فرآیند که به زعم نگارنده یک پروسه است (نه یک پروژه) می‌توان گفت دغدغه فکری تمام روشنفکران و اندیشمندان و فرهنگ‌وران معاصر از صدر مشروطه تا به امروز است.

حال می‌توانیم به مبحث اصلی برگردیم. یعنی همان مسئله پذیرش به چالش کشیده شدن در جهان جدید است. توضیح و توجیه لزوم وجود «عقل نقاد» بن مایه فلسفی فرهنگ مدرنیته (یا همان مدرنیسم) را تشکیل می‌دهد. جالب آنست که بسیاری از دین ستایان از این نکته غافلند که کانت (که اصلی‌ترین برسازنده عقل نقاد است) هدفش از این‌کار را باز کردن جایی برای خدا می‌خواند. فرآیندی که این اندیشه را از میان اوراق کتب سنگین فلسفی به متن اجتماع آورد را می‌توان در اتفاقات قرون 18 تا 20 میلادی مشاهده کرد. در این دوران بود که کانت از مردم خواست «جرأت دانستن داشته باشند» و مردمان غرب برآن شدند تا جایگاه حکام را با خود عوض کنند. بدین نحو که این دیگر این حکومت‌ها نبودند که خواست‌هایشان را به مردم تحمیل می‌کردند بلکه این مردم بودند که حکومت را مطیع خواست‌های خود می‌خواهند. آنچه ما دمکراتیزه کردن فرهنگ اجتماعی و سیاسی یک سرزمین میدانیم محصول فرآیندی پیچیده است که نمی‌توان آنرا در یک پست وبلاگی بصورت کامل طرح کرد.

فهم آنچه در طول تاریخ مدرنیزاسیون بر فکر و فرهنگ ایران تاثیر گذارد، مستلزم واکاوی و بازخوانی گفتمان‌های معاصر فرهنگی ایران است، که خود محتاج پژوهشی سترگ است، لکن آنچه مورد نظر نگارنده است و در ابتدای بحث بدان اشارت شد همان مقوله‌های 1- انتقاد ناپذیری و 2- حال اندیشی‌ست.

این‌ها مسائلی‌ست که بدون تعارف هنوز به صورت نهادینه در بطن حاکمیت و جامعهء ایران وجود دارد. منظور از حال‌اندیشی همان «دریافتن امروز، در امروز» و «واگذاشتن فردا، به فردا» است. یعنی «عدم تعهد به آینده» ، یعنی «استفاده از مسکن‌ها» ی مختلف برای درمان موقت. اگر شاکله گفتمان رسمی حاکم بر بافت جمهوری اسلامی را در ذیل پروژه فکری «بازگشت به خویش» جلال آل‌احمد و شریعتی و ... جستجو کنیم در‌خواهیم یافت که این پروژه نیز خود به سامان همان مسکن مقطعی بود که هدفی کوتاه مدت را دنبال می‌کرد. و آن هدف عبارت بود از «استفاده از پتانسیل مذهبی جامعه برای براندازی حکومت پهلوی» یا به بیان ساده‌تر انقلاب. در این راستا بود که سردمداران این گفتمان پیامبروار به نصیحت خود، جامعه، حاکمیت و هنرمندان و روشنفکران می‌پرداختند و منتقدین خود را به قبیحانه‌ترین شکل ممکن زیر به فحش می‌بستند. جملاتی نظیر «فیلسوفان پفیوزهای تاریخ‌اند» و یا خوانش «قشری» جلال از روشنفکران عهد مشروطه همه یادگاران آن ایام هستند.
وقتی به مباحث مطروحه در نوشتارهای این روشنفکران احساساتی و بعضاً سطحی‌اندیش می‌نگریم در می‌یابیم، که بسیاری از مباحثی که امروز در فرهنگ رسمی کشور نهادینه شده‌اند، در سخنرانی و مقالات این دوستان انقلابی فرم و قوام خویش را یافته‌اند، مسائلی از قبیل «زیر سوال بردن مشروطه خواهان» ، «غربزدگی» ، «حسینی بودن» و در روبروی آن «یزیدی بودن» ، «اسلام انقلابی» ، «اسلام آمریکایی» و... بسیاری از این مفاهیم درآن دوران قوام و در این دوران دوام یافته‌اند.

اما امروز...
حکومت و جامعه‌ای که وارث این گفتمان است وارد فضای جدیدی شده است، دیگر آن کارآیی سابق را در ارضاء نیازهای معرفتی ما ندارد. وقوع اتفاقات تلخ و دردناک سال 88 نقطهء عطفی بود که منتهای ناکارآمدی گفتمان مذکور را (حد اقل در سیرت و صورت فعلی) برای تیزهوشان و نخبه‌گان مسجل کرد.
اما حقیقت آنست که در موازنه مردم و حکومت، علاوه بر روحانیان و روشنفکران، عنصر بسیار قدرتمند دیگری شکل گرفت که ما در ادبیات سیاسی «رسانه» می‌نامیم. اساس و فلسفه تولد چنین چیزی و در واقع راستا و ابتنای تئوریک آن بر مبنای همین واقعیت و جمله کلیدی کانت است «جرأت دانستن داشته باش» . در اساس رسانه از آنرو ایجاد شد که در جهان مدرن معرفت بر امور «حق» مردم است و پاسخگویی «تکلیف» غالبان و حاکمان زمان. لکن این ابزار یعنی رسانه براساس فلسفه‌ای ایجاد شد که به زبان ساده و در بیان عامه می‌توان آن را «رو بازی کردن» دانست. برای ما که وارث فرهنگی پوشیده پسند و مستور پرست هستیم، زیستن در چنین جهانی بسیار سخت است و هزینه‌های گزافی برای‌مان دارد.
داشتن خصائصی نظیر همان انتقاد ناپذیری و حال‌اندیشی که میراث گفتمان انقلابی ماست باعث شد که مردمی که همیشه «مکلف» هستند، و حاکمیتی که خود را «محق» میداند، برخورد نادرست و نامعقولی با یکدیگر نمایند و در این مواجههء نامعقول بود که احساساتی گری، قشری گری و استفاده از مسکن‌های موقتی و عدم تعهد و تفکر به آینده، ضربات سنگینی بر پیکر ما وارد آورد.
آری اینگونه است نظام ما (حاکمیت) و مردم جامعه (طبقه متوسط شهری) هر دو از یک درد رنج می‌برند.

در این میانه 2 عنصر مهم و غیر قابل چشم پوشی به ایفای نقش می‌پردازند، «رسانه» و «نسل سوم» که به ترتیب در دو پست جداگانه بدانها پرداخته خواهد شد. البته احزاب نیز باید در این مقال جای بگیرند اما به دلایلی که بسیاری میدانند, ایران فاقد حزب واقعی ست.


ادامه مطلب

Saturday, August 21, 2010

دکتر حسابی و 28 مرداد

پروفسور حسابی در کلاس درسش در اروپا در پاسخ به چیستی «جهان سوم» گفته بود:

جهان سوم تباری ست که در آن اگر بخواهی ممکلت خود را آباد سازی خانه خراب می شوی

و اگر برآن باشی که خانه ات را آباد کنی باید ممکلتت را خراب کنی*!

 سالروزی قیام مضحک شاه و ملت تسلیت باد!

البته تاریخ نشان داده هردولتی که با کودتا به قدرت و مکنت رسیده, زمان وقوع آن کودتا استارت پروسه ای ست که منتهی به نابودی آن حکومت و دولت می شود. پس دیکتاتور ها به هوش باشند...

*اشاره: دکتر حسابی در دولت مصدق وزیر فرهنگ بود


ادامه مطلب

Thursday, June 17, 2010

محکوم نمودن فجایع روز ۲۴ خرداد قم توسط دانشجویان دانشگاه آزاد قزوین

۲۵ خرداد ۱۳۸۹
 جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه آزاد شهر قزوین با صدور بیانیه ای ، وقایع روز ۲۴ خرداد و حمله سازماندهی شده اراذل و اوباش حامی دولت به بیوت آیت الله العظمی صانعی و مرحوم آیت الله العظمی منتظری را محکوم نمودند.
متن بیانیه این دانشجویان به شرح زیر مباشد:
بسمه تعالی
اینک پس از یک سال سرکوب و جنایت،در آستانه سالروز شهادت همکلاسی هایمان (امیر جوادی فر) و (اشکان سهرابی) و در حالی که بزرگمردان وشیر زنان ایرانزمین در اسارت حاکم ظالم هستند شاهد آن هستیم که حکومتی خود را حافظ اسلام میداند که اوباش اجیر کرده و بی پروا به بیوت آیات اعظام آیت الله العظمی منتظری(رضوان الله علیه) و آیت الله العظمی صانعی(حفظ الله) حمله ور شده و از هیچ بی حرمتی فرو گذار نکرده و حتی به ساحت مقدس کلام الله (قرآن مجید) هم بی احترامی می نمایند.
جالب اینجاست ،اوباشی که ید طولایی در ویران کردن دارند به عکس بنیان گذار جمهوری اسلامی،آیت الله خمینی (رحمه الله علیه)هم رحم ننموده .
حال کجایند حماسه سازان نهم دی؟کجایند کفن پوشان ؟کجایند مدعیان توهین به ساحت امام خمینی؟ پیراهن عثمان چه زود از یاد ها رفت.
پاره شدن یک عکس قیام لازم دارد یا بی احترامی به ساحت مقدس کلام الله قرآن مجید؟
مراجع اعظام، سکوتی که شما را فرا گرفته است از چه رو است؟
آیا وقت آن نرسیده که بت های دروغین را بشکنید و اسلام را از خطر نابودی در بین جوانان دین گریز نجات دهید؟
کجا رفت آن فتاوای تاریخیتان؟
مراجع اعظام تقلید، ما دانشجویان و ملت ایران تقاضا داریم فبل از افتادن کشور به دست نا اهلان و بیگانگان به پا خیزید و همانطور که در تاریخ صد سال گذشته همواره فتاوای شما حافظان اسلام ، در موقعیت های خطیر تاریخ معاصر ایران، اثر به سزایی داشته است به کمک مردم ایران و اسلام بشتابید.
دانشجویان سبز دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین

ادامه مطلب

Friday, June 11, 2010

روایت جدید از سیلی حسن خمینی

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: به‌خاطر اينكه سران فتنه نمي‌توانستند در مراسم ارتحال حضرت امام خميني(ره) حضور فعال داشته باشند، ستاد بزرگداشت مراسم قصد داشت تا مراسم امسال را لغو كند.

حجت‌الاسلام والمسلمين محمود نبويان كه چهارشنبه شب و در جمع اصولگرايان اصفهان به مناسبت گراميداشت سالروز 22 خرداد سخن مي‌گفت، در واكنش به رفتار سيدحسن خميني و رابطه‌اش با سران فتنه اظهار داشت: بايد بررسي كرد كه سيدحسن خميني به چه دليلي در مهماني سران فتنه حضور يافت و تصاوير حضور وي در اين جلسات با چه قصد و هدفي در همه جا پخش شده است.

وي افزود: حضرت امام(ره) به عنوان بنيانگذار انقلاب اسلامي معتقد بودند كه اگر دشمن از يك نفر تعريف كرد، بدانيد افراد مورد تعريف قرار گرفته منحرف هستند.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به وقايع روز جمعه 14 خرداد و مراسم بزرگداشت امام خميني(ره) تصريح كرد: من اين قضيه را از خود كابينه احمدي‌نژاد و از خود آقاي نجار كه در جريان اين وقايع بود شنيده و نقل مي‌كنم.

وي ادامه داد: در اين مراسم قرار بود سخنران پيش از خطبه‌ها ابتدا سيدحسن خميني و پس از وي احمدي‌نژاد باشد و سپس رهبر معظم انقلاب به سخنراني بپردازند.

وي با اشاره به اينكه شب 14 خرداد طي يك تماس تلفني تغييراتي در زمان سخنراني پيش از خطبه‌ها به وجود آمد، تصريح كرد: در اين شب يك تماس تلفني گرفته ‌شد كه سخنراني پيش از خطبه‌ها را ابتدا احمدي‌نژاد و بعد سيدحسن خميني انجام مي‌دهند و پس از آن نيز رهبر معظم انقلاب به ايراد سخنراني مي‌پردازند.

نبويان بيان داشت: به احمدي‌نژاد اعلام ‌شد كه شما از ساعت 11:30 تا 12:30 به مدت يك ساعت مدت سخنراني داريد، پس از آن در روز سخنراني، آقاي انصاري در پاويون محل سخنراني به طرف احمدي‌نژاد رفت و به وي گفت كه شما بايد سخنراني كنيد.

وي با بيان اينكه قرار بود طبق اعلام قبلي احمدي‌نژاد به مدت يك ساعت سخنراني كند، اظهار داشت: هنوز نيم ساعت از سخنراني محمود احمدي‌نژاد نگذشته بود كه ناگهان انصاري به طرف احمدي‌نژاد رفت و اعلام كرد كه زمان شما به اتمام رسيده و اين حركت را دو يا سه بار تكرار مي‌كند و احمدي‌نژاد هم به عمل انصاري اعتراض كرده و تذكر مي‌دهد.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: پس از اين موضوع آقاي نجار وزير كشور نيز برگه‌اي را به احمدي‌نژاد داد كه شما طبق برنامه 30 دقيقه ديگر وقت سخنراني داريد.

وي با اشاره به سيلي زدن انصاري به وزير كشور افزود: وي يك كشيده محكم زير گوش نجار زد و سيدحسن خميني نيز به كمك انصاري آمده و ايشان هم دو كشيده زير گوش وزير كشور زدند و در ادامه نيز فردي با لگد ضربه‌اي را به سردار نجار وارد آورد.

ادامه مطلب

Sunday, June 06, 2010

تداوم اعتراضات به رفتار کودکانه در حرم امام

دیروز سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی، برای اولین بار پس از 20 سال با حواشی بسیار برگزار شد. حاشیه‌هایی که به جرات می‌توان گفت هتک حرمت سید حسن خمینی خبرسازترین آن‌ها بود. نواده بنیان‌گذار جمهوری اسلامی که سال‌ها ست به عنوان متولی حرم آیت‌الله خمینی میزبانی این مراسم را عهده‌دار است، امسال اما سخنرانی اش به عنوان میزبان ناتمام ماند؛ گروهی با شعارهای "مرگ بر موسوی" و نواده روح‌الله، سید حسن نصرالله" مانع سخنرانی وی در مراسم سالگرد پدربزرگش شدند.

این عمل، که به اعتقاد بسیاری، از پیش تعیین شده و سازمان یافته بود، باعث شد تا سید حسن خمینی با بیان اینکه "مردم از این جمع اندک بیزارند" جایگاه را ترک کند و تنها تاسف بخورد که "مانعی ندارد، تنها 20 سال از رحلت امام گذشته."

آنچه شائبه‌ها را در سازمان‌یافته بودن این اعمال افزایش می‌دهد، جمله محمود احمدی‌نژاد پیش از سخنرانی حسن خمینی است. در زمان سخنرانی احمدی‌نژاد، گروهی شروع به شعار دادن می‌کنند و حاضر به سکوت نیستند. اینجا است که وی خطاب به آنان می‌گوید: "صبر كنيد! هرچه فرياد داريد در ادامه بر سر مستكبران بكشيد."

این حرمت‌شکنی‌ها، که به نظر می‌رسد به دلیل همراهی سید حسن خمینی با رهبران جنبش سبز در طول یک سال گذشته باشد، از سوی افراد و گروه‌های بسیاری محکوم شد.

مراجع تقلید، نمایندگان مجلس، احزاب و گروه‌های متعددی بیانیه دادند، نامه نوشتند، یادداشت گذاشتند و به هر شکل محکوم کردند رفتاری که در سالروز درگذشت رهبر انقلاب اسلامی با نواده اش شد.

برائت می‌جویم از جاهلان مقدس مآب و عالمان متهتّک



 آیت الله بیات زنجانی از مراجع تقلید، در نامه‌ای خطاب به سیدحسن خمینی با تقبیح اعمال گروهی اندک در روز درگذشت امام به دلجویی از وی پرداخته است.

در نامه او می‌خوانیم: یادگار عزیز امام عزیز! اینجانب به سهم خود برائت می‌جویم از ناآگاهان بی‌جیره و مواجبی که غافلانه خود را در برابر امام و حاملان اندیشه‌های او قرار داده‌اند و برائت می‌جویم از هادیان این واقعه که حقیقتاً به رغم مدعیات وافرشان، از خط امام و اندیشه‌های اساسی جمهوری اسلامی دور افتاده‌اند. آن کس که راه امام را می‌شناسد به خوبی می‌داند که راه او، راه تعادل و توازن است و باید افراطیون را محکوم کرد و آنها را متذکّر شد. امام عزیز ما با تأسّی از امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب همانقدر از جاهلان مقدس مآب نگرانی داشت که از عالمان متهتّک بیمناک بود.



احزاب و گروه‌ها و سازمان‌ها نیز، هر یک به نوعی بی‌حرمتی نسبت به سید حسن خمینی را محکوم کردند.

روحانیت مستقل، مدافع حق و حامی مردم را تحمل نمی‌کنند


همچنین جبهه مشارکت ایران اسلامی، در نامه ای سرگشاده به مراجع تقلید و علما برجسته کشور نسبت به رفتارهای صورت گرفته در مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی و هتک حرمت خانواده و بیت وی اعتراض کرد.

در بخشی از این نامه که مشخصا 11نفر از مراجع تقلید را خطاب قرار داده، آمده است: اما اینک حیف و صد حیف که سی و یک سال پس از پیروزی این انقلاب و در بیست و یکمین سالگرد ارتحال بنیانگذار آن ، شاهد بروز بدعتهایی هستیم که نه تنها کیان انقلاب بلکه اساس آن یعنی اسلام عزیز و مکتب اهل بیت را نشانه رفته است.

در ادامه می خوانیم: حد اقل در یکسال گذشته همگان و از جمله حضرات آیات عظام و علمای اعلام شاهد هتک حرمت فراوان شان و آبروی مردم و سفک دمای مسلمانان بوده اند، اما آنچه در سالروز رحلت آیه الله العظمی امام خمینی (ره) توسط عده ای کاملا شناخته شده و سازمان یافته در قالب توهین به فرزند فاضل و با تقوای امام صورت گرفت نشانه جدی از اراده ای مخفی برای مرعوب ساختن و منکوب کردن بیوت مرجعیت و فقاهت که جز بر طریق حق ره نمی سپارند تلقی می شود. نظیر این حوادث در تاریخ صدر اسلام برای خانه نشین کردن اهل بیت مکرم پیامبر(ص) و انحراف در مسیر امامت به خوبی قابل رد یابی است .

به گمان ما این حادثه نه یک عصبیت سیاسی و نه یک خصومت جناحی و نه حتی رفابت بر سر قدرت است بلکه ریشه در دشمنی عمیق جریانی با روحانیت دارد که در چند سال اخیر با سوء استفاده از قدرت، به کرات نیت خود را آشکار کرده است و نشان داده است که وجود روحانیت مستقل، مدافع حق و حامی مردم را تحمل نمی‌کند.

دامنه خشونت‌خواهی و پرده‌دری در کشور رو به افزایش است

همچنین هتک حریم بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و خانواده‌ او، در بیانیه‌ای دیگر از سوی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم محکوم شد.

در بخشی از این بیانیه با اشاره به گسترده شدن دامنه "خشونت‌خواهی"، "فتنه‌انگیزی" و "پرده‌دری" در کشور آمده است: دیروز در حسینیه جماران چنان می‌شود، شب عاشورای حسینی سخنرانی فرزند معنوی امام و محبوب‌ترین رئیس جمهور ایران بر هم زده می‌شود و امروز در سالگرد وفات امام راحل و در کنار مضجع او سخنرانی فرزند گرامی ایشان، حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی قطع شده و نیمه تمام گذاشته می‌شود.

سيد حسن خمينی تاوان همراهی خود با ملت ایران را می‌پردازد


در بیانیه‌ای دیگر، سازمان جوانان و دانشگاهيان حزب اعتماد ملی با اظهار تاسف از چنین رفتارهایی می‌آورد: متاسفانه شاهد بوديم مراسم باشکوه ارتحال حضرت امام (ره) در حالی برگزار شد که عده ای ساختارشکن، بارها و بارها به خود اجازه دادند که در سخنرانی نوه امام، حضرت حجت الاسلام و المسلمين سيدحسن خمينی، اخلال ايجاد کرده و در تلاشی مذبوحانه سعی در تخريب شخصيت سياسی ايشان کنند.

در این بیانیه با اشاره به این که سيد حسن خمينی تاوان همراهی خود را با ملت بزرگ ايران در فجايع تلخ سال گذشته اينگونه مظلومانه می پردازد، آمده است: وليکن به لطف خداوند، ملت بزرگ ايران امروز در سالگرد ارتحال امام‌شان، شاهد زدوده شدن نقاب عده ای قليل بود که چهره واقعی خود را در نقاب دفاع از انقلاب پنهان کرده بودند و البته در آن سيل عظيم و باشکوه شرکت کنندگان در مراسم بزرگداشت حضرت امام اقليتی بيش نبودند و بدين ترتيب چهره واقعی مخالفان امام به وضوح بر همگان مشخص شد.

عده‌ای کم شمار و پرشعار حرمت اماکن مذهبی را شکستند


در همین راستا، سخنگوی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی اقدام عده‌ای هدایت شده را "موذیانه" توصیف کرد.

محمدرضا بزمشاهی ادامه داد: آنچه امروز در مراسم سالروز عروج امام امت رخ داد، نشان از حضور عده‌اي كم شمار و پرشعار مي داد كه حتي ابتدایي ترين شئون اخلاقي و ديني را رعايت نکرده و با اعمالي نظير سوت زدن در مراسم عزاداري امام بزرگوار و نماز جمعه، ضمن شكستن شأن و حرمت اماكن مذهبي، مبادرت به توهين به نواده گرامي امام امت کردند.

قائم مقام این سازمان، سپس به حوادثی که سال گذشته پس از منتشر شدن فیلم پاره کردن عکس آیت‌الله خمینی رخ داد، اشاره کرد و گفت: آناني كه با مستمسك قرار دادن صحنه مشكوك و نامشخص پاره شدن تصوير امام خميني آن همه جنجال و غوغا به پا كرده و اشك‌هاي آنان مدام جاري بود، اكنون كه شاهد شكستن حرمت آرامگاه امام و بيت شريف ايشان هستند بايد مشخص كنند كه آيا آن موضع‌شان از روي احساسات ديني بوده يا براي رياكاري آن همه اظهار تأسف مي‌کردند.

نقش اساسی احمدی‌نژاد در هتک حرمت از بیت آیت‌الله خمینی


علی مطهری با ارسال یادداشتی، این حادثه را یک حادثه تلخ و مخالف آرمان‌های انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان توصیف کردو  افزود: این یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رئیس جمهور در آن نقش اساسی داشت و می‌توان گفت از سنخ مناظره انتخاباتی ایشان بود که زمینه فتنه را فراهم کرد.

وی در ادامه آورد: احمدی‌نژاد مانند کودک یک خانواده شده که هرچه دیگران را اذیت می‌کند مورد تشویق قرار می‌گیرد.

مطهری با اشاره به این که درصدد دفاع از مواضع سید حسن خمینی نیست، پرسیده است: آیا اگر کسی به نحوه مدیریت بحران اخیر انتقاد داشت باید از صحنه انقلاب حذف شود و نباید حق اظهار ‌نظر داشته باشد؟ شاید سید حسن دیروز می‌خواست انتقاداتی به موسوی و کروبی وارد کند. پس ابتدا حرف او را گوش کنیم، اگر قبول نداشتیم اعتراض کنیم و شعار بدهیم، نه اینکه از چند روز قبل تصمیم بر این باشد که به او اجازه سخن گفتن ندهیم.

پيروان راستين امام ساكت نخواهند نشست


از سوی دیگر، علی شکوری‌راد با ارسال یادداشتی به رسانه‌ها حرکت عده‌ای که "به طور سازمان یافته در مقابل تریبون جای داده شده بودند"، را محکوم کرد و گفت :این گروه به حريم بيت امام تعرض كرده و در حالي كه هنوز بيست و یک سال از رحلت جانسوز آن امام بزرگوار كه با قيام خويش انقلاب اسلامي را پايه گذاري كرد نگذشته است، با نواده او رفتاري كردند كه در صدر اسلام پنجاه سال طول كشيد تا چنان كنند.

نماینده دور ششم مجلس در ادامه تاکید کرد: پيروان راستين امام ساكت نخواهند نشست تا نام و راه امام توسط كساني مصادره شود كه در زمان حيات امام راهي به سوي او نمي جستند و امام نيز هرگز آنان را محرم خود نمي‌دانست.

دادستان با این حرکت ضدانقلابی برخورد کند


مجید انصاری اما نه در بیانیه و نامه، که پس از سوال خبرنگار، در مورد وقایع روز 14 خرداد اظهار کرده است: آنچه دیروز در برخورد با مراسم سالگرد امام و شخص یادگار امام رخ داد، نمایش اوج جهالت و سقوط اخلاقی و یادآور منطق کفار جاهلی در برخورد با پیامبر اکرم بود که پیروزی خود را در ناشنوا کردن مردم در مقابل حقایق می‌دیدند، زیرا از بیان آنها هراس دارند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه نباید حادثه دیروز را ساده انگاشت، اظهار داشت: جریانات مشکوک متاسفانه در برخی مراکز نفوذ کرده‌اند و در مراسم سال گذشته نیز شخصیت‌های مورد احترام امام را مورد هتک حرمت قرار دادند. آنها می‌خواهند به دنیا القا کنند که دوران حرمت امام و بیت ایشان گذشته است. لذا این رفتار قطعا ضدانقلابی بوده است.

وی همچنین از مقامات و دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی خواست تا جلوی این هتک حرمت‌ها که به اصول انقلاب نزدیک شده است، بایستند.

این رفتارها ریشه در مناظرات انتخاباتی سال گذشته دارد


محمدرضا تابش نیز با تاکید بر این که مساله هتک حرمت به سید حسن خمینی باید مورد پیگیری قرار گرفته و دست ‌اندرکاران امر نسبت به آن پاسخگو باشند، خواستار عذرخواهی مسئولان امر از این سوءرفتارها شد و تاکید کرد باید تمهیداتی اندیشیده شود تا در آینده شاهد تکرار این نوع مسائل نباشیم.

او ادامه داد: البته این نوع بداخلاقی‌های رفتاری ریشه در مسائل گذشته به ویژه مناظره‌های انتخاباتی و مسائل به وجود آمده پس از انتخابات دارد. در آن مقطع هتک حرمت‌هایی در مناظره‌های انتخاباتی نسبت به بزرگان و موثرین انقلاب رخ داد که متاسفانه واکنش‌های درخوری از سوی نهادهای مسئول به آن نشان داده نشد.

دبیرکل فراکسیون خط امام معتقد است: حتی اگر مسئولان موافق چنین اظهاراتی نبودند اما هیچ برخورد سلبی و بازدارنده‌ای هم نکردند. از این رو بیم آن می‌رود که دود این آتش دیر یا زود به چشم همه برود و در صورت تسری و تداوم آن، دیگر نه از تاک نشان ماند و نه از تاکستان.

عاملان هتک حرمت باید دستگیر شوند


در واکنشی دیگر، خباز، سخنگوي كميسيون اقتصادي مجلس، از قوه قضاييه در خواست كرد كه هر چه سريع‌تر به وظيفه قانوني خود عمل كند و افرادي را كه به سید حسن خمینی در روز 14 خرداد اهانت كرده‌اند، هرچه سريع‌تر شناسايي و دستگير كند.

وی روز 14 خرداد ماه امسال را غم‌بارتر از سال‌گردهاي دیگر دانست و گفت: روز 14 خرداد يكي از غم‌بارترين روزهاي سال است. چرا كه مردم ايران مقتداي خود را از دست داده‌اند و به همين جهت بسيار اندوهگين هستند. اما امسال غم و اندوه مضاعف شد و مضاعف شدن آن زماني بود كه عده‌اي اندك اجازه سخنراني به يادگار امام ندادند و اين اتفاق غم‌بار در كنار قبر ملكوتي امام و آن هم در حضور مسئولان عالي‌رتبه كشور و در پيشگاه امت حزب‌الله كه زير سايه هدايت روح‌الله به عزت رسيده بودند، رخ داد.
فاطمه شجاعی

ادامه مطلب

بخاطر فضاحت دوستان ارزشی ؛ صدای علی مطهری هم درآمد

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با انتشار پیامی، ممانعت از سخنرانی سید حسن خمینی را "حادثه‌ای تلخ" عنوان و تاکید کرد که محمود احمد‌ی‌نژاد در این حادثه از پیش طراحی شده نقش اساسی داشت.
به گزارش تابناک، علی مطهری با ارسال یادداشتی، نسبت به ممانعت از سخنرانی سید حسن خمینی، واکنش نشان داد و گفت: "حادثه ممانعت از سخنرانی حجت الاسلام سید حسن خمینی در مجلس سالگرد رحلت امام خمینی یک حادثه تلخ و مخالف آرمان‌های انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان بود و البته یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رئیس جمهور در آن نقش اساسی داشت و می‌توان گفت از سنخ مناظره انتخاباتی ایشان بود که زمینه فتنه را فراهم کرد."
وی در ادامه آورده است: "اگر قوه قضاییه عوامل فتنه انتخاباتی 88، یعنی آقایان موسوی، کروبی و احمدی‌نژاد را به طور همزمان محاکمه و مجازات هر یک را به نسبت جرم آنها اعلام می‌‌کرد، در 14 خرداد 89 این اتفاق نمی‌افتاد. احمدی‌نژاد مانند کودک یک خانواده شده است که هرچه دیگران را اذیت می‌کند مورد تشویق قرار می‌گیرد."
مطهری با اشاره به این که درصدد دفاع از مواضع سید حسن خمینی نیست، ادامه داد: "اما آیا اگر کسی به نحوه مدیریت بحران اخیر انتقاد داشت باید از صحنه انقلاب حذف شود و نباید حق اظهار‌نظر داشته باشد؟ شاید سید حسن دیروز می‌خواست انتقاداتی به موسوی و کروبی وارد کند. پس ابتدا حرف او را گوش کنیم، اگر قبول نداشتیم اعتراض کنیم و شعار بدهیم، نه اینکه از چند روز قبل تصمیم بر این باشد که به او اجازه سخن گفتن ندهیم.
مطهری در پایان می‌نویسد: "آقایانی که اصرار بر شبیه‌سازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند آیا صحیح می‌دانند که آنها و دار‌و دسته‌شان را به سپاه عمر سعد و ابن زیاد تشبیه کنیم که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمی‌دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟ در روزی که باید از وحدت سخن رانده می‌شد، پروژه تفرقه اجرا شد و این به صلاح کشور نبود."


ادامه مطلب

عروس امام: اگر سیّد احمد زنده بود همان حرف‌های سیّد حسن را می‌زد

هنوز جذبه امام خمینی در برق چشمان فاطمه طباطبایی دیده می‌شود وقتی با او از امام حرف می‌زنند و باید هم چنین باشد هنگامی‌كه درمی‌یابیم بسیاری از اشعار امام خمینی به گونه‌ای سروده شده كه اگر حرف اول ابیات آن را كنار هم بگذاریم این عبارات به دست می‌آید: فاطمه، فاطی و...
فاطمه طباطبایی عروس امام خمینی و همسر سیداحمد خمینی معرف چهره‌ای از امام خمینی است كه معمولا كمتر از آن سخن به میان آمده است. اگر سیدمصطفی خمینی فقاهت را از پدر به ارث برده بود و سیداحمد خمینی سیاست را، این دیگر عضو خانواده خمینی، عرفان امام را از او به ارث برده است.

فاطمه طباطبایی كه دانش‌آموخته عرفان اسلامی است انجمنی علمی در همین زمینه تاسیس كرده و مدیریت گروه عرفان اسلامی را در پژوهشكده امام خمینی بر عهده دارد و این رشته از معارف اسلامی را تدریس می‌كند عروس امام كمتر حاضر به گفت‌وگو می‌شود. ولی ما توانستیم به مناسبت سیزدهمین سال‌گرد درگذشت سید احمد خمینی با او به گفت‌و‌گو بنشینیم عشق جاودان فاطمه طباطبایی به سید احمد خمینی به حدی است كه وقتی می‌خواهیم لوكیشن عكس را جابه‌جا كنیم پیشنهاد می‌كند در جایی عكس بگیریم كه آخرین سخنرانی‌‌های سیداحمد خمینی در آنجا انجام گرفت؛ در حسینیه جماران نزدیك آن صندلی ساده امام. به جای‌جای حسینیه با حسرت نگاه می‌كند. می‌گوید آن گوشه سیداحمد درس تفسیر و قرآن داشت. آنجا اصول می‌گفت، اینجا سخنرانی سیاسی می‌كرد و....

گفت‌وگو با فاطمه طباطبایی ادای احترامی است به مرحوم سیداحمد خمینی كه در سیزده سال گذشته كمتر رسانه‌ای (اعم از دولتی و غیردولتی) به آن مرحوم پرداخته است. شهروند امروز در اولین شماره سال آینده خود نیز مطالبی در این‌باره منتشر خواهد كرد.
ادامه مطلب

عکس/ برخورد فيزيكي ميان مسئولين برگزار كننده مراسم رحلت امام

یارب مباد آنکه گدا معتبر شود!

واكنش مردم به سخنان سيدحسن خميني و ناتمام ماندن سخنراني وي منجر به برخي تنش‌هاي لفظي و فيزيكي ميان مسئولين برگزار كننده مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام شده است.
به گزارش خبرنگار سياسي جهان پس از واكنش مردم به سخنان سيد حسن خميني و ناتمام ماندن سخنراني نوه امام(ره) ، ميان مسئولين برنامه درگيري لفظي شديدي شكل گرفت.
شنيده شده است سيدحسن پس از پايان نمازجمعه، با نجار وزير كشور و نماينده دولت در ستاد برگزار كننده مراسم رحلت امام، مواجه و در همين ديدار سخنان تندي بين طرفين رد و بدل مي شود.
در همين راستا گفته شده، سيدحسن خميني تذكرات تندي در خصوص نحوه مديريت مراسم به نجار مي دهد.اين تذكرات سيدحسن باعث مي‌شود برخي از نزديكان وي كه در آنجا حضور داشتند رفتار تندتري نشان دهند.
شنيده شده است انصاري با وزير كشور برخورد تنش‌زا پيدا مي كند.
گزارش منابع متعدد جهان حاكي از آن است كه در اين بگومگو، برخورد فيزيكي هم صورت گرفته است.
ادامه مطلب

بیانیه میرحسین موسوی درباره اعتراض به سیدحسن خمینی



بسمه تعالی

چند سال پیش مرحوم حضرت آیت‌الله توسلی یار نزدیک امام راحل جان خود را بر سر مقابله با طرحی گذاشت که هدف آن حذف جناب حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی از صحنه سیاسی و امام‌زدایی در سطح ملی بود. وفات تاثربرانگیز و تکان‌دهنده ایشان گرچه مکثی در این طرح ایجاد کرد ولی آن را متوقف نساخت.

امسال مراسم بزرگداشت سالگرد رحلت امام در روز چهاردهم خرداد ماه فقط به یک روز خلاصه شد و همه برنامه‌های دیگر مردمی و رسمی از جمله برنامه شب‌های ۱۴ و ۱۵ خرداد حذف شد و در همین مراسم مختصر قابل انتظار بود که به بیان چند خصوصیت اخلاقی امام بسنده شود و از احترام ایشان به رای مردم و نگاه ایشان که مجلس را در راس امور می‌نشاند، سخنی به میان نیاید و باز طبیعی بود که از تاثیرات ایشان بر خطر تحجر و خودرایی در آینده انقلاب غفلت شود و برخلاف خاکساری ایشان در مقابل معصومان علیهم‌السلام عده‌ای در حد امیرمومنان و معصومین برکشیده شوند و عده‌ای نیز که مخالف تخلف، دروغ، فساد و خروج از قانون اساسی و به افلاس کشیده شدن کشور به دلیل سیاست‌های من‌درآوردی بودند در مقابل قرار داده شوند.

داوری در باره این شیوه قیاس و مواجهه با تاریخ با مورخان فرهیخته و سیاستمداران آگاه و اصولیان فاضل است و تنها به این نکته بسنده می‌کنم که کشتار و حبس‌های اخیر ناشی از چنین برداشت‌هایی از تاریخ و فقه واصول است و باید دید که نظر مراجع بزرگ از چنین استنباط‌هایی با توجه به مصداق‌های عملی و نتایج آن چیست؟

مراسم امسال به دلیل جنایت‌های اخیر اسرائیل آمیخته به سخت‌ترین شعارهای ضدصهیونیستی بود ولی طرفه آن‌که در میان این شعارهای تند هیچ اشاره‌ای به مصاحبه یکی از روسای جمهور عرب دوست ایران که اخیرا گفته است دولت ایران با مذاکره آن‌ها با اسرائیل موافق است، نشد و باز هم غیرطبیعی نبود که نصیحت حضرت امام (ره) در ماجرای مک‌فارلین به مسئولین کشور فراموش شود که فرموده بودند «کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید».

آیا جای آن نیست که سوال شود با این همه سیاست‌های غلط‌انداز و غیرشفاف و مهلک چه کسانی می‌توانند فرصت طلایی برای آمریکا و اسرائیل و منافقین و سلطنت‌طلبان تلقی شوند: آزادی‌خواهان و عدالت‌جویانی که به دنبال عظمت اسلام و ایران و ایرانی از طریق بازگشت به قانون اساسی و دوری از فساد و دروغ هستند؟ یا فرقه‌های مشکوکی که با سیاست‌های خود، کارگران و معلمان و کارمندان و کشاورزان و همه مستضعفان را خاک‌نشین کرده‌اند و علی‌رغم حمله‌ها و لفاظی‌های خود علیه شرق و غرب، همه بازارهای گرم مسلمانی را در اختیار بیگانگان قرار داده‌اند.

عربده‌جویی و هتاکی عده‌ای اندک در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام (ره) در مقابل تریبون سخنرانی نمی‌توانست بدون رضایت و مهندسی قبلی صورت بگیرد. چه کسی است که نداند همیشه عده‌ای به صورت سازمان‌یافته و برای هیاهوهایی از این قبیل جلو تریبون‌ها به صف می‌شوند. در مراسم چهاردهم خرداد نیز به همین شکل عمل شد و در مقابل دوربین‌ها و چشم‌های حیرت‌زده گروهی اندک هتاکی‌های همیشگی را این بار علیه نواده گرامی امام به اوج رساندند. لابد به این دلیل که ایشان نخواسته‌اند هیچ‌وقت مردم را تنها بگذارند.

غافل از آن‌که این‌گونه اعمال مهندسی شده بیش از پیش به اهمیت حراست و صیانت از یادگاران حضرت امام دامن خواهد زد.

حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی یکی از ستارگان پرفروغ حوزه‌های علمیه و فضای ملی ماست و برنامه‌ریزی برای خاموشی این فروغ جز خسارت برای طراحان آن نتیجه‌ای نخواهد داشت.

میرحسین موسوی
ادامه مطلب

Thursday, June 03, 2010

استفاده از پیشوند "امام" برای نام آیت‌الله مصباح‌یزدی در یک سایت

 پایگاه خبری انصار نیوز نزدیک به گروه موسوم به شورای هماهنگی حزب الله در یکی از مطالب جدیدش از آیت الله مصباح یزدی با عنوان "امام مصباح یزدی" یاد کرده است.
 این پایگاه خبری  در توجیه این رفتار خود نوشته است: "لقب «امام» برای استاد مصباح در حالی بکار رفته که برای صاحنظرانی چون فخر رازی و محمد غزالی نیز بکار می‌رفته است. این هم برای بهانه‌گیران!"
 پایگاه خبری انصار نیوز در بخش دیگری از مطلبش نوشته است: "در قرآن آمده است: «یوم ندعو کل اناس بامامهم». هر کسی با امامش وارد محشر می‌شود. شناخت «امام» هم خیلی مهم است. پیامبر می‌فرماید: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه»؛ هر کس بمیرد و «امام زمان»ش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است..."
 این پایگاه خبری در ادامه نوشته است: "استاد مصباح می‌گوید: «در دوران انقلاب اسلامی نیز منافقانی وجود دارند و برای اینکه مردم آنها را بپذیرند و منزوی نشوند، دم از اسلام و امام خمینی(ره) می‌زنند». «انصارنیوز» هم در قبال امام خود ممکن است به چنین آفتی دچار شود. «وما ابریء نفسی»."
 این اولین بار است که یک پایگاه خبری مدعی اصولگرایی برای آیت الله مصباح یزدی از لفظ "امام" استفاده می کند و این امر تعجب بسیاری از ناظران سیاسی را برانگیخته است.


ادامه مطلب

Saturday, May 15, 2010

خبر فوی - انفجار در میدان منیریه

ک منبع خبري لحظاتي پيش از وقوع يك انفجار مهيب در ميدان منيريه تهران خبر داد.
به گزارش رجانيوز، لحظاتي پيش در ميدان منيريه تهران انفجار مهيبي رخ داده است که آتش زياد تمام اين ميدان را فرا گرفته است و به برخي مغازه ها آسيب وارد کرده است.
هم اکنون نيروهاي امدادي در محل حادثه حضور دارند و در حال مهار آتش هستند.

ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 سکوت.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده