Wednesday, May 30, 2007

دانلود آهنگهای گروه در حصار وسوسه - Within Temptation



سلام . اینم آهنگهائی که میخواستین. حالا هی بگین من بدم!
ادامه مطلب

Monday, May 28, 2007

پول و زرزر

با دوستی برای بنزین زدن به پمپ بنزین رفته بودم.
جوانک ژنده پوشی گدایی می کرد.
دوستم علیرغم مخالفت من جوانک را صدا زد و در حالی که یک اسکناس صد تومانی به او می داد به او گفت:
شما جوان هستی و حیف است که به جای کار کردن گدایی می کنی.
جوانک پول را در جیبش گذاشت و در حالی که دور می شد گفت:
صد تومن داده زر زر هم می کنه!
آیا شما به مستمندان کمک می کنید؟ و چرا؟
Blog of:گوشزد
ادامه مطلب

Tuesday, May 22, 2007

ماهيت وبلاگ ازديد وبلاگ نويسان قزوين


ماجراي تشكيل كانون وبلاگ نويسان در قزوين قصه ي پر طمطراقي نبود كه بخواهد توجه ديگران را به خود جلب نمايد (و همين مسئله يكي از نقاط ضعف اين قضيه به شما مي آمد) وليكن شنيدن قصه ي آن براي وبلاگ نويسان اين شهر و يا فعالان حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي و اطلاع رساني ِ اين شهر كهن خالي از لطف نيست.
طي اين سالها روزنامه ها و مجلات آنقدر از وبلاگ و وبلاگ نويسي سخن گفته اند كه هر روزنامه نگار يا روزنامه خوان و يا هركسي كه مستقيم و غير مستقيم اخبارهاي گوناگون را دنبال ميكنئ، كم و بيش از وجود اين پديده مطلع مي باشد. منتهاي مراتب وبلاگ نويسي در ميان فارسي زبانان با حالت رايج ميان ديگر زبانها و ديگر كشور هاي جهان دچار ِ وجوه افتراق ِ مهم و تاثير گذاري ست كه نمي توان آن را ناديده گرفت.در دهكده ي جهاني وبلاگ به عنوان صفحه اي شخصي دانسته ميشود كه اغلب به آن مانند يك دفترچه خاطرات و يا صفحه يادداشت هاي روزانه مي نگرند. اما در كشور ما و در بين ايرانيهاي مقيم دهكده ي جهاني كه بصورت حرفه اي به وبلاگ نويسي مشغولند و به دليل قوت محتوا و انتخاب زمينه هاي موضوعي جالب غالبا وبلاگهاي پربيننده اي هستند، اكثر ايشان به دليل شرائط خاص حاكم بر اتماع ِ ما وبلاگ را به عنوان پناهگاهي مي بينند كه در آن ميتوانند بدون رعايت قيد و بند هاي دست و پاگير و خط قرمزهاي محدود كننده آزادانه حرف دل ِ خود را بزنند. به واقع آزادي بيان در بين وبلاگ نويسان يكي از انگيزه هاي اصلي آنان براي گرايش به اينكار است ( هرچند كه ايروزها "آزادي ِ بيان" از حالت يك انگيزه خارج شده و تبديل به يك شعار پوچ و توخالي گرديده است) وبلاگ نويسان ايراني در همه جاي دنيا ماهيت وبلاگ را دچار تغيير كرده اند و آن را از حالت يك دفترچه يادداشت شخصي خارج و تبديل به يك رسانه ي فعال و تاثير گذار كرده اند. اين قشر از جامعه ي مجازي ( كه متشكل از روزنامه نگاران نويسندگان، روشنفكران و دانشجويان و اساتيد دانشگاهها، شاعران و فعالان حوزه هاي فرهنگي ميباشند) به عنوان يك اجتماع رسكيت يافته اند و در جريانهائي نظير اعتراض به تغيير نام خليج فارس و يا اعتراض به فيلتر كردن سايت هاي اينترنتي و .... داراي شهرت جهاني گرديده اند.
بنابراين اگر فردي به مطالعه و مرور ِ‌(حتي ساده و سرسري ِ) وبلاگهاي ايراني و تاريخچه ي آنها بپردازد تاثير و اهميت اين قشر از دهكده ي مجازي را نمي تواند انكار كند.وبلاگ نويسان هم به منظور انسجام اين اجتماع و سازمان يافته تر كردن فعاليت هايشان تصميم به راه اندازي ِ تشكل ها و انجمن هاي مجازي و حقيقي نموده اند. اينكار در تهران و بسياري از شهرهاي بزرگ كه وبلاگ نويسان زيادي دارد ( نظير اصفهان - شيراز - مشهد ) انجام شد و نتايج پرباري به همراه داشت.
اما در قزوين از سال 82 چند تن از وبلاگ نويسان فعال اين شهر ( كه اين حقير نيز جزئي از ايشان بودم) تصميم به راه اندازي يك تشكَل گرفتند. هرچند در ابتداي راه بسياري از اشخاص و چهره هاي برجسته و حتي سازمانها و نهادهاي دولتي و رسمی اعلام حمايت كردند اما در عمل هيچ فعاليت نتيجه بخشي صورت نگرفت. شايد بتوان راه اندازي وب سايت قزوين بلاگ را به عنوان مهمترين نتيجه ي اين حركت دانست. اين جريان با كندي بسيار ادامه يافت تا اينكه در اواخر سال 85 به همت چند وبلاگ نويس، تعدادي از وبلاگ نويسان و وبلاگ داران فعال قزوين گرد ِ هم آمدند تا شايد بتوانند فكري به حال اين قضيه بكنند! بعد از دو جلسه بحث و بررسي راجع به ماهيت و انگيزه ي راه اندازي ِ اين تشكل، اكثريت آقايان و خانومها به اين نتيجه رسيدند كه انجام اينكار در عمل هيچ منفعتي را نصيب وبلاگ نويسان نخواهد كرد و كم و بيش اكثريت آنها عدم تمايل به اين فعاليت در اين زمينه را اعلام نمودند. اين قضيه (متاسفانه يا خوشبختانه) به جز درميان تعدادي معدودي از وبلاگ نويسان قزوين در مورد اكثر فعالان فرهنگي و اجتماعي ِ اين شهر صادق است، كه ايشان وبلاگ را همچنان به چشم يك دفترچه يادداشت شخصي در دنياي مجازي مي نگرند كه هركس از دغدغه ها و ناگفته هاو... در آن سخن مي رانند. از ديد اين افراد وبلاگ به اقتضاي شرايط وب داراي جذابيت است و در خارج از اينترنت هيچ فعاليتي در رابطه با آن نمي توان انجام داد.
اما در طي اين هفنه چندتن از وبلاگ نويسان فعال تهران كه درحوزه ي روزنامه نگاري فعاليت مي كنند ( مسيح علي نژاد و مريم شباني ) طي يك گردهمايي در خانه ي تشكل هاي غير دولتي قزوين اهميت و تاثير اين رسانه را براي قزويني ها يا آور شدند
وليكن اعتقاد يافتن به اين مسئله ( اهميت و تاثير وبلاگها) و تامل براي فعاليت در اين زمينه چيزيست كه تا كنون در ذهن اكثريت وبلاگ نويسان قزويني مسجل نشده است.
ادامه مطلب

Monday, May 21, 2007

«پله» ای برای «راندوو»ی هم شاگردی ها

خیلی ها ترجیح می دهند صبح اول وقت، سری به عدسی فروشی های قزوین بزنند تا مزه کره ی حیوانی ذوب شده در غذا را زیر زبان خود حس کنند. خیلی های دیگر هم البته دوست دارند که ظهر ها را در این شهر سر کنند تا یک پرس قیمه به همراه خلال بادام و پسته و پرتقال، که در این جا قیمه نثار می نامند سفارش دهند.
درست مثل دوران صفویه که شهر قزوین، پس از تبریز، پایتخت ایران شد، امروزه هم وجود کارخانه های متعدد صنعتی در نزدیکی شهر، همجواری با تهران و از همه مهم تر وجود دانشگاه های متعدد کسب و کار را این جا پر رونق تر از قبل کرده است.
پیتزا پله، در خیابان فردوسی شمالی، نرسیده به چهار راه فلسطین، مهم ترین پاتوق قشر وسیع دانشجویان مقيم قزوين برای نهار و شام است. کم تر کسی از دانشجو ها هست که این جا را نشناسد و هر چند روز یک بار اگر در پیتزا پله غذا هم نمی خورد، برای دیدار دوست و آشنا به آن سر نزند.
پیتزا پله در سال 79 تاسيس شد تا آن هایی که پیش از آن در رستوران هایی مثل جوجه بروستد میدان ولی عصر یا سن سون میدان عدل پراکنده بودند جایی پیدا کنند که خارج از دانشگاه هم دور هم باشند و البته غذایی با کیفیت بخورند.
کم نیستند مشتری های دائمی پله، که مدعی اند در تهران به هیچ وجه نمی توانید نظیر پيتزای آن را پیدا کنید. آن ها با نام بردن از پیتزا گوشت تکه ای، برگ برنده خود را رو می کنند.
پاتوقی های این جا می دانند که هنگام سفارش، می توانید با پرداخت اندکی هزینه اضافه، روغن سیر را به پیتزایتان بیفزایید؛ بوی بد سير را طعم خوش سيری جبران می کند.
در پیتزا پله بیشتر دختر ها پیتزای «مینی» می خورند و پسرها، پيتزا با اندازه «نرمال».
از دیگر غداهای خوب پیتزا پله، رولو است که شامل مرغ و گوشت است به همراه قارچ و فلفل و پیاز و پنیر و کاهو و سس کوکتل.
در مقابل، خیلی ها هم مدافع ساندویچ های پله، به ویژه ژامبون تنوری هستند، چرا که در فاصله ميان کلاس های دانشگاه، می توان سریع تر سفارش داد، خورد و دوباره به کلاس بازگشت،
به همين دليل، اغلب اوقات ظهر ها می توان این جا را شعبه دوم و البته با کیفیت تر سلف سرویس دانشگاه دانست که گاهی درصدی قابل توجه از یک کلاس، در فرصت نهار، در آن جمع شده، غذا می خورند و با شکم پر به کلاس ها باز می گردند. شکم هایی که از پیتزای سیر دار، نوشابه های گاز دار، سیب زمینی سرخ کرده و سالاد ایتالیایی (پاستا) پر شده است.
میانگین سنی مشتری ها در شب بالاتر می رود و می شود دانشجويان سالهای بالاتر و خانواده ها.
کنده کاری های مدرن روی دیوار، فضای باب طبع مشتری ها را فراهم آورده که هم می تواند برای دانشجویان رشته های کامپیوتر و صنایع و مدیریت، جذاب و سرگرم کننده باشد و هم برای دانشجو های رشته ی معماری، موضوع بحث.
اگر این تعریف را از قول یارعلی پور مقدم، کافه چی کافه شوکا بپذیریم که پاتوق، جایی است که حداقل یک بار در آن بغض کرده باشی، فکر می کنم بسیاری از افرادی که در سایت دوست یابی اورکات عضو انجمن «پله» هستند، با من هم عقیده باشند که هیچ جایی به اندازه پیتزا پله برای دانشجوهای قزوین (چه محلی ها و چه دیگران) پاتوق محسوب نمی شود.
ادامه مطلب

Thursday, May 17, 2007

روانشناسی تم های موسیقی

حواس وسیله ارتباط آدمی با عالم خارج است.تحریکات محیط توسط گیرنده های حسی به صورت پیامهای الکترمغناطیسی به مرکز عصبی انتقال می یابد.پیام عصبی وقتی از گیرنده های حسی مانند چشم، گوش و پوست به مرکز عصبی یعنی کرتکس مغز (قشر مغز) منتقل می شود فرایند احساس شکل می گیرد. اصوات موسیقی از طریق گوش به مغز می رسد و حواس و عواطف را تحریک می کند و با ایجاد انرژی موجب انگیزه و فعالیت می شوند.نغمه های موسیقی بر حسب ترکیب فواصل و ریتم دارای ارتعاشات خاصی هستند که با تحریک ارتعاشات سلولهای عصبی،احساس و انگیزه ای را تقویت و یا منتقل می سازد.بطور کلی موسیقی از طریق تحریک تخیل و تداعی و تهیج عواطف در روحیه شنونده اثر می گذارد. وقتی یک قطعه موسیقی را تجزیه و تحلیل می کنیم به اجزا و ارکانی می رسیم که هر کدام به نوعی در تاثیر گذاری نقش دارند.ریتم و ملودی دو رکن اساسی موسیقی می باشند. ریتم در موسیقی به صورت ضرب آهنگهای منظمی احساس می شود.با موسیقی می توان ریتمهای متنوعی را بوجود آورد و انرژیهای مختلفی را در شنونده تحریک کرد.از فعالیتهای ریتمیک در تحریک بسیاری از قوای حسی و حرکتی و کاهش و افزایش انرژی اشخاص استفاده می شود. کار اصلی ریتم، تحریک و تهییج احساسات است که انرژی روانی را تولید می کند و انرژی این تحریک با کمک ملودی به جریان می افتد.ملودی در ایجاد نوع احساس و ریتم در شدت و سرعت و یا سستی و رخوت آن نقش موثری دارد. ریتم و ملودی از هم جدا نیستند. ریتم ضربان و نظم هر آهنگ و ملودی محتوا و خود آهنگ است که از ترکیب اصوات به وجود می آید.هر ملودی بر حسب ترکیب اصوات و فواصل موجود در آن احساسات خاصی را به شنونده منتقل می سازد. برخی از ملودی های غمگین و حزین، برخی ملایم و آرام بخش،تعدادی هیجانی و بی قرار و بعضی شاد و فرحبخش هستند که این احساسات بستگی به فواصل فیزیکی و ترکیب اصوات دارد.بطور کلی اگر فواصلی که در اهنگ به کار می رود بزرگ باشد و ترکیب اصوات با پرش توام گردد انبساط و نشاط بیشتری را القاء می کند و اگر فواصل بزرگ توام با ریتم تند باشد شدت نشاط بیشتر می گردد.به حدی که به قسمت نا آرامی و بی تابی سوق می یابد.اگر فواصل آهنگ کوتاه و فشرده و ریتم کند باشد، احساسات کند و گرفته تر خواهد بود. این مسئله به طول موج اصوات و تاثیر آن بر واسطه های شیمیایی مغز بستگی دارد. چنانچه ریتم با حال شنونده هماهنگ باشد انرژی روانی و احساسی بهتر تحریک می شود و ملودی بهتر به جریان می افتد.طبقه بندی تمهای موسیقی:تمهای موسیقی به پنج دسته تمهای شیدایی، حزین، هیجانی ،شاد و فرحبخش و آرامبخش تقسیم می شوند.۱-تمهای شیدایی: واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است.سر خوشی،هیجان بخشی احساس مدهوشی از خصوصیلت تمهای شیدایی است.جنبه مدهوشی و جذبه آن آرامبخش افراد بی قرار و شیداست.بعضی از چهار مضرابها و ضربیهای موسیقی ایرانی استعداد القاء چنین حالتی را به خوبی دارا هستند. افراد مستعد با شنیدن چنین تمهایی احساس سر خوشی و وجد می یابند. شیدا صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط ، تخیل و حالت جذبه پیدا می کنند. از تمهای شیدایی می توان برای تحریک خلق های خموده استفاده کرد.۲-تمهای حزین: لحن تمهای حزین غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احشاش ناکامی را تداعی می کند. این تمها بر انتقال دهنده های عصبیافراد مستعد تاثیر میکند و باعث کاهش ترشح واسطه های شیمیایی در مغز شده که در نتیجۀ انباشته شدن این عناصر حیاتی، حزن و اندوه احساس می گردد.ارتعاشات این تم اغلب تداعی کننده خاطراتی از ناملایمات گذشته است. ملودیهایی که فواصل فشرده و نزدیک به هم و ریتم کند دارند، حزن را بهتر منتقل می سازند.تمهای حزین درحالت ملایم درد را تسکین می بخشند و در ایام سوگ و فراق تحمل تالمات را آسان تر می سازند. احساس ناکامی را تعدیل و غربت و تنهایی را از دل بیرون می کنند و انرژی و هیجان خون را تخلیه می سازند.استفاده بیش از حد از این تم باعث رکود و کاهش انرژی شده و روحیه را خسته و حزین می سازد. بسیاری از نغمات حزین موسیقی مشرق زمین حاصل همدردی با با وقایع دشوار و گرفتاریهای اجتماعی مردم بوده و این قطعات تا حدودی تالمات مردم را تسکین داده است.۳-تمهای هیجانی: هیجان، واکنش انفعالی، شدید و فوری است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهای فیزیولوژیک توام است و میل به جنبش و حرکت را به وجود می آورد. از تمهای هیجانی می توان با ایجاد انرژی روانی، رغبت و انگیزه در کاهش حالات افسردگی و غمگینی بهره جست.بعضی از سازندگان موسیقی از این گونه برای تحریک و تحرک بدنی سود می جویند که مورد استقبال جوانان نیز قرار می گیرد.بسیاری از این تمها ملودی های زیبایی دارند که اگر با متانت ارائه شوند و ارکستراسیون (ساز آرائی) مناسبی پیدا نمایند اثرات ارزنده ای خواهند داشت.۴-تمهای شاد و فرحبخش: تمهایی هستند که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل می سازند. این تمها باعث انبساط خاطر و سرزندگی می شوند. تمهای فرحبخش احساس سرزندگی و شادمانی را برای کار و فعالیت افزایش می دهند.برای تقویت روحیه افراد یک اجتماع و سرزندگی و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تمهای شاد و فرحبخش بسیار مفید و سازنده هستند.۵-تمهای آرامبخش: تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده ، نه غم انگیز، نه هیجانی و نه وجد آورند. متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می کند. تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می شود.استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز، بسیار مناسب است. این تمها توازن عواطف، تعادل تخیل و وحدت فرآیندهای ذهنی را تقویت می کنند و از آنها می توان در کاهش بسیاری از تنش ها استفاده کرد. موسیقی همچون دارو هر حالت روانی دارای ارتعاشات موجی خاصی است که بر حسب میزان و شدت آن احساس به وجود می آید. اصوات موسیقی می توانند ارتعاشات متنوعی ایجاد کنند و بر ترشحات و ارتعاشات سلولهای عصبی تاثیر بگذارند.همانطور که در تاثیر دارو و میزان و ترکیب عناصر اهمیت دارد، در موسیقی نیز نوع ارتعاش و میزان آن در تناسب با حالات روانی مطرح است. با پیشرفت بشر در علوم پزشکی و کامپیوتر ، تاثیر ارتعاش موسیقی بر بدن و سلولهای مغز قابل بررسی است. بررسی تغییرات حاصله کمک می کندتا ملودیهای خاص برای ایجاد احساسات مختلف پیش بینی شود.
ادامه مطلب

گفت وگو با بنيامين


حرفه اي تر از گذشته شده است. اين را در تک تک جملاتي که براي گفتن انتخاب مي کند مي توان حس کرد. او ديگر آن خواننده اي نيست که به قول بعضي ها يک شبه راه صد ساله را طي کرد و با حرفهايش مي خواهد ثابت کند، پشت هر کاري که کرده تفکري بوده است. بنيامين بعد از گذشت حدود يک سال از اولين آلبومش با صداقت بيشتري درباره آن صحبت مي کند. او اين روزها مشغول آماده کردن و به قول خودش، زندگي کردن با تازه ترين آلبومش است. او پروژه کليپ «دنيا ديگه مثل تو نداره» را با وجود آن که کارگردان مطرح سينمايي مثل عليرضا اميني کار ساختش را انجام مي داد، به دليل اين که به دلش ننشسته، نيمه تمام گذاشته و در حال مرور پيشنهادهاي بازيگري و آماده شدن براي اجراي تور موسيقي و کنسرت اروپا و آمريکا است و مي خواهد به خودش ثابت کند، انتخاب موسيقي و خوانندگي و تغيير رويه زندگي اشک ه با شنيدن يک آهنگ به وجود آمده انتخاب اشتباهي نبوده است.

مصاحبه ي او با چلچراغ را از اينجا بخوانيد
ادامه مطلب

دانلود آهنگ هاي اكسپلود - Explod



سلام


توي اين چند وقت كه فرصت نشده بود آهنگ براي دانلود بزارم دوستاي زيادي ميل زده بودن كه چرا آهنگ جديد نميزاي. منم اطاعات امر كردم. منتها اينبار موسيقي اي كه ميخوام بزارم با كاراي قبلي يه كم فرق داره. ايندفعه قصد معرفي يك گروه ايراني رو دارم. شايد خيليها بگن كه اين جور گروهها كارشون قابل مقايسه با گروه ها و باند هاي حرفه اي نيست ولي من معتقدم بايد از اين گروه هاي ايراني هم حمايت كرد و به اونها ميدان داد تا خودشان و موسيقي خودشان را بدرستي پيدا كنند و به مخاطب معرفي كنند.


اينم بيوگرافي اين گروه :


هسته اولیه آشنایی و جرقه اصلی تشکیل گروه به سال 1378 برمیگردد. آشنایی محمد تسوجی و سهیل زرین کلکایجاد کننده اولین ارتباط بین آنها بود . تمرینهای اولیه گروه به دلیل تجربه ناکافی و کمبود امکانات مناسب چندان جدینبود و تنها به صورت همراهی گیتار الکتریک سهیل و گیتار کلاسیک محمد انجام میشد. این دو در روزهای آغازین بــهاجرا و بازنوازی مجموعه ای از کارهای ساده تر گروههایی نظیر متالیکا و نیروانا پرداختندتمرینهای گروهی با بهبود نسبی تجهیزات به صورت اجرا با دو گیتار الکتریک ادامه یافت تا اینکه فرهاد قراخانی بهار کهاز دوستان محمد بود و سهیل نیز از این طریق با وی آشنا شده بود به عنوان نوازنده بیس به گروه اضافه شد. فرهاد درابتدا یک گیتاریست بود که بعد از مدتی به ساز بیس علاقه مند شد و از نظر سلیقه موسیقی بیشتر تحت تاثیر سبکراک و بلوز بود. ترکیب فوق به صورت سه نفره به تمرین و بازنوازی آهنگهای بیشتری از گروههای متالیکا - بلک سبــــثو آیرون میدن ادامه دادند
فعالیت گروه با این ترکیب سه نفره (محمد : ریتم گیتار / وکالز - سهیل : لید گیتار وفرهاد : بیس ) مدت نسبتا طولانیی پابرجا بود و اعضای گروه با تمرینهای بیشتــــر وکسب تجربه بیش از پیش به سمت کار کردن بر روی آهنگهای دشوارتر نیــــز حرکتکردند . اجرای آثار بازنوازی از گروههایی نظیر مگادث نیز به مجموعه کارها افزوده شدو اجرای این آثار باعت پیشرفت هرچه بیشتر سبک نوازندگی و تجره آنها شد تا آنجاکه این تجربیات منجر به ساخت اولین آهنگ گروه شد.


ارادتمند - محمد تاج احمدي
86/2/27
ادامه مطلب

Tuesday, May 15, 2007

استخوان می داد


و دست باد که موهات را تکان می داد
زمین هوای بهشتی به آسمان می داد
اگر که چشم تو بر چشم من نمی افتاد
خدا چگونه خودش را به من نشان می داد
تمام اهل جهان بر تو سجده می کردند
اگر که آتش خشم خدا امان می داد
یقین بدان که ز نامت زمانه پر می شد
اگر خدا به جهان قدرت بیان می داد
شنیده ام که زمانی غزل غزل حافظ
نشان خال لبت را به این و آن می داد
همیشه عشق برای گرفتن بوسه
بهانه های قشنگی به دستمان می داد
اگر خدا کمی از مهربانیت را داشت
برای توبه به ابلیس هم زمان می داد
فدای مهر کسی کز شکسته های تنش
به هر که خوی سگی داشت استخوان می داد



ادامه مطلب

Monday, May 14, 2007

محسن نامجو - پديده اي در آغاز راه پست مدرن



من هم مانند بسياری ديگر با محسن نامجو و آهنگ هايش از طريق اينترنت آشنا شدم، يا به عبارت بهتر او را از طريق اينترنت كشف كردم. باز هم مثل خيلی های ديگر اول كه آهنگ های او را پیدا کرده ام مدتی طولانی با ولع آن ها را شنيده و مرتب تكرار كرده ام. اما حالا كمی از اين بهت اوليه فاصله گرفته ام و می توانم در مورد آن ها فكر كنم. اين جا سعی می كنم اين افكار را مرتب كنمآهنگ های محسن نامجو را اگر بتوان در گروهی جای داد مناسب ترين گروه 'موسيقی پست مدرن' است. با يك تقسيم بندی سردستی موسيقی دستگاهی و مقامی ما در حكم موسيقی سنتی است. موسيق پاپ را می توان مدرن ناميد و حالا نامجو احتمالا پيشرو موسيقی پست مدرن است. اما چرا پست مدرن؟ البته تمام كارهای نامجو را نمی توان پست مدرن ناميد. اما بعضی كار های او مثل گيس تمام مولفه هايی كه ذكر خواهد شد را دارا هستند
در تفكر پست مدرن و بالطبع هنر پست مدرن خط فاصل ميان هنر بالا/سنگين/فخيم .... و هنر پايين/سبك/مردمی ... وجود ندارد. در اين جا دو قطبی فخيم/عوامانه شكسته می شود. در كارهای نامجو اين عنصر را می توان در دو سطح ديد. سطح اول متن ترانه ها يا اشعار است. در اين جا همنشينی عناصری مثل آيات قران و اشعار حافظ (از قطب فخيم) با اشعار و عبارات متداول در زبان روزمره وجاری (از قطب عوامانه يا پاپ) و حتی اشعاری كه خود خصلتی پست مدرن دارند ديده می شود. سطح دوم موسيقی است. باز هم همنشينی سازها و تركيب های صوتی از دستگاه های سنتی با عناصر مدرن موسيقی غربی (عناصری از سبك راك و ...) در كار های نامجو به وفور ديده می شودويژگی دوم هنر پست مدرن كه در واقع نتيجه مولفه اول است حالت كلاژگونگی آن است. در اين جا فاصله ژانر های مختلف كه سابقا ناسازگار و غير قابل جمع فرض می شدند از بين می رود و اثر هنری كلاژی می شود از قطعاتی كه هر كدام متعلق به يك سبك و ژانر هنری اند. در آثار نامجو با كلاژی (يا به عبارت مورد پسند او تلفيقي) روبرو هستيم از موسيقی هنري، موسيقی پاپ، موسيقی سنتي و موسیقی فلکلورخصلت ديگر هنر پست مدرن حظور طنز، تعريض و نقيضه/هجو/تقليد در آن است. اين ها نشانه های عصر پست مدرن اند كه در هنر آن هم وجود دارند. در آثار نامجو می توان رگه های تمام اين موارد را ديد. اصولا كنار هم قرارگيری تكه های گوناگون از ژانر های مختلف خود می تواند باعث ايجاد طنز شود. علاوه بر اين در اشعار، لحن ادای كلمات و نوع تلفيق موسيقی با كلام هم می توان رد پای طنز و به سخره گرفتن را در آثار نامجو ديداما جالب ترين نكته برای من در كارهای نامجو حضور در عرصه سايبر يا مجازی است. گفته اند كه اينترنت رسانه عصر پست مدرن است و شواهد زيادی مانند بی مركزي، رابطه متقابل كاربر و رسانه و ... اين گفته را تاييد می كند. اما سوای اين نكته آن چه امروزه در مورد رابطه موسيقی و اينترنت بسيار بحث برنگيز است مساله حق مولف و حق تكثير آثار بدون پرداخت پول است. شركت های بزرگ موسيقی دعاوی بسياری عليه سايت های داونلود موسيقی مطرح كرده اند و اين هم چنان بحثی اخلاقي، حقوقی و فرهنگی استاما در مورد آثار نامجو جنبه ديگری از ارتباط فضای مجازی و واقعی خود را نشان می دهد: غلبه فضای مجازی بر فضای واقعي. نامجو تا كنون هيچ آلبوم يا اثری را (به دليل سانسور و مميزي) به صورت رسمی و فيزيكی منتشر نكرده است. در عالم واقع فردی به نام محسن نامجو خواننده نيست. اما تمام شهرت/ قدرت (!)/ اعتبار و مقبوليت نامجو از فضای مجازی و جريان آزاد ارتباطات آمده است. اين نمونه ای است قابل مطالعه از ارتباط دنيای مجازی و واقعي. نمونه ای كه در آن فردی از يك سو قدرت خود را از فضای مجازی می گيرد و از سوی ديگر چندان راضی به نشر آثارش از طريق اينترنت نيست. چرا كه در نهايت هيچ نفع مالی به او نمی رسداين نكته را می توان از لحاظ اخلاقی هم بررسی كرد. آيا گذاشتن يك آهنگ نامجو در اين سايت برای داونلود خوانندگان كاری اخلاقی است يا خير؟ از سويی من با اين كار به قدرت متمركز (دولت) نشان خواهم داد كه فضای مجازی توانايی های شگرفی دارد و می تواند قدرت را به چالش بكشد. اما از سوی ديگر حق مادی مولف را ناديده می گيرم (گر چه ممكن است به قدرت معنوی و شناخته تر شدن او بيفزايم). تا زمانی كه اين مساله حل نشده من آهنگی از نامجو اين جا نمی گذارم. اما علاقه مندان با يك جستجوی اينترنتی دست خالی نخواهند بود
پی نوشت: اين نكته را سحر بعد از خواندن اين مطلب به من گفت كه نكته جالبی است. در موسيقی نامجو با تعدد لايه ها و سطوح مختلف صدايی در يك قطعه روبرو هستيم. اين لايه لايه بودن و در ضمن هم سطح بودن اين لايه ها خود از ديگر خصلت های اثر پست مدرن است.
مطلب قبلي من در مورد محسن نامجو را در اينجا بخوانيد
ارادتمند - محمد تاج احمدي
86/2/24
ادامه مطلب

بازداشت مديرعامل پرشين بلاگ


سه ما قبل منابع خبري از ناپديد شدن عليرضا عسگري، معاون سابق وزير دفاع در كشور تركيه خبر دادند.
و با وجود گذشت سه ماه از اين اتفاق در حالي كه اخبار موثقي از سرنوشت اين نظامي باز نشسته به دست نيامده، سايت "الف" در خبري مدعي شد كه دليل بازداشت شدن " مهدي بوترابي " ، مديرعامل گروه سايتهاي اينترنتي پرشين بلاگبه علت ارتباط احتمالي با پرونده ي ناپديد شدن "عسگري"است.
ماموران دادستاني تهران، چند روز پيش با در دست داشتن حكم باز داشت و با مراجه به دفتر كاربوترابي در خيابان شهيد بهشتي، وي را به بازداشتگاه منتقل كردند. علت بازداشت بوترابي همكاري نزديك با عسگري به عنوان معاوم اداري-مالي سايت پرشين بلاگ پيش از ناپديد شدن وي عنوان شده است. اين در حالي ست كه مسئولان پرشين بلاگ گفته اند كه عسگري خيچ مسئوليتي در اين سايت نداشت
ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 سکوت.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده