Monday, January 11, 2010

پسر کروبی، ادعای سرهنگ جعفری نسب را تکذیب کرد


پس از حمله مسلحانه بامداد جمعه گذشته به مهدی کروبی در شهر قزوین حسین کروبی فرزند ارشد وی، در گفتگو با سحام نیوز نکاتی را در مورد این حمله و موضع‌گیریهای فرماندهان انتظامی قزوین، یادآور شد.

حسین کروبی با رد سخنان فرمانده نیروی انتظامی قزوین در باره این حمله گفت: «اولا کارشناسان نظامی پس از بازدید از اتومبیل آقای کروبی، شلیک گلوله به سمت شیشه جلو و عقب ماشین را تایید کردند. ثانیا تصاویر و عکس‌های این حمله هم در سایت‌های اینترنتی موجود است. به ‌نظر می‌ رسد که برخورد حرفه‌ای این بود که این فرمانده انتظامی، پیش از هر اظهار نظری، به بازدید از اتومبیل پرداخته یا این‌که حداقل عکس‌های موجود را در اینترنت می‌دید تا دقیق‌تر درباره این رویداد اعلام نظر می‌کرد.»

سایت سحام نیوز همچنین نوشته است: درحالی که به‌ نظر می‌رسد مهدی کروبی، پس از این رویداد، به‌دلیل جلوگیری از متشنج‌ شدن بیشتر اوضاع و ضربه‌خوردن آبروی نظام، سکوت پیشه‌کرده‌است، حسین کروبی درباره اظهارنظر سریع فرمانده مذکور گفت: «چنین واکنش‌های شتاب ‌زده‌ای اصلا جای تعجب ندارد و پیش از این‌هم از سوی مسئولان انتظامی صورت می‌گرفته‌است.»

وی با اشاره به اظهارات پیشین فرمانده‌های انتظامی کشور و تهران بزرگ درباره وقایع رخ‌داده در ماه‌های اخیر پس از انتخابات افزود: «وقتی حوادث ناگوار کهریزک یا زیرگرفتن مردم و عزاداران حسینی با ماشین پلیس در ظهر عاشورا یا ۱۰‌ها حادثه دیگر رخ‌ داده جلوی چشم مردم، به راحتی تکذیب می‌شود، انتظاری هم نمی‌رود که نیروی انتظامی دربرابر چنین حرکت تحریک‌آمیز و مشکوکی واکنشی بهتر از این از خود نشان دهد.»

لینک مستقیم به این مطلب


ادامه مطلب

Sunday, January 10, 2010

اژه ای: حكم قيام‌كنندگان بر امام و ولي برحق اعدام است


ادستان كل كشور با بيان اين‌كه كساني كه بر نظام، امام بر حق و ولي حق شورش و قيام كنند به عنوان باغي شناخته مي‌شوند و حكمشان از نظر شرعي اعدام است، تصريح كرد: نسبت به افرادي كه طبق قانون و شرع حكمشان محارب است هيچگونه اغماضي صورت نخواهد گرفت.

به گزارش ايسنا، حجت الاسلام و المسلمين محسني اژه‌اي امروز در حاشيه همايش سراسري روساي پليس مبارزه با قاچاق كالا و ارز در جمع خبرنگاران درباره حوادث اخير اظهار كرد: مردم با حضور خود در حماسه كم نظير روز چهارشنبه و محكوميت كساني كه عليه امنيت، مصالح و منافع كشور در روز عاشورا اقدام كرده بودند، پاسخي در شان مردم انقلابي و مسلمان ايران به اين افراد دادند.

وي ادامه داد: اينجاست كه مشخص مي‌شود كه مردم جلوتر از به طور مثال من به عنوان كوچكترين مسئول اين كشور هستند، در راهپيمايي نيز مشاهده كرديد كه مردم يكي از خواسته‌هاي جدي‌شان اين بود كه دستگاه قضايي هم به طور جد و قاطع با همه عوامل به خصوص عناصر اصلي برخورد كند.

دادستان كل كشور اضافه كرد: آيت الله آملي لاريجاني هم اين موضوع را بيان كردند كه با قاطعيت تمام و سرعتي كه مقتضاي اين برنامه است با همه عوامل بدون هيچ اغماضي برخورد خواهيم كرد و اين موضوع را نيز اشاره كردند كه مسائل قضايي طبق قانون سيري دارد و زماني كه اعلام مي‌شود رسيدگي به سرعت صورت مي‌گيرد بدين معنا نيست كه قانون را زير پا بگذاريم اما تاكيد داريم كه در سير رسيدگي به اين موضوع سعي خواهيم كرد در كوتاه ترين مدت زمان ممكن اين رسيدگي انجام شود.

وي افزود: افرادي كه دستگير شده‌اند به طور جد از سوي عوامل دادسرا و نيروهاي اطلاعاتي در حال بازجويي قرار دارند و پرونده‌هاي اين افراد هرچه سريعتر تكميل و به دادگاه ارجاع خواهد شد. دادگاه نيز با انصاف و عدل و در چارچوب قانون همچنين با قاطعيت و با توجه به ملاحظات خاص عموم مردم به اين پرونده‌ها رسيدگي و حكم خواهد داد.

محسني اژه‌اي تصريح كرد: كساني كه بخواهند در بين امت اسلامي به وسيله سلاح گرم يا سلاح سرد رعب و وحشت ايجاد كنند طبق شرع و قانون محارب شناخته مي‌شوند و حكمشان اعدام است و افرادي كه در اين دو جهت حركت كرده باشند مطمئن باشيد كه طبق شرع و قانون با آنها برخورد خواهد شد و هيچ اغماضي هم نخواهد شد چون نهايت اتمام حجت در اين رابطه شده است. يعني در طول ماه‌هاي اخير از زبان افراد مختلف اعلام شد. پس از آنكه صفوف از هم جدا شد و تفاوت بين فردي كه مي‌خواهد اعتراض كند با كسي كه عليه اين نظام مي‌خواهد اقدامي كند مشخص شده است ديگر هيچگونه اغماضي در اين رابطه صورت نخواهد گرفت.

وي در ادامه با بيان اين‌كه بايد باور كنيم قاچاق براي اقتصاد، نرخ بيكاري و مسائل مختلف كشور مضر است، ادامه داد: متاسفانه گاهي اوقات با نگاه ترحم آميز با افرادي كه در رابطه با قاچاق دستگير مي‌شوند برخورد مي‌شود كه اين موضوع مورد اشكال است.

دادستان كل كشور تاكيد كرد: نقاطي كه در معبرهاي مختلف در رابطه با ورود قاچاق قرار دارد بايد مورد بازبيني قرار گيرد بدين معني كه بايد بررسي شود كه اين معابر خود زمينه‌اي براي ورود كالاي قاچاق است يا نه؟

محسني اژه‌اي ادامه داد: دستگاه‌هايي كه در امر مبارزه با كالاي قاچاق فعاليت مي‌كنند بايد ارتباط بسيار نزديك و هماهنگي را با هم داشته باشند تا در اين زمينه به موفقيت برسند همچنين كساني كه در امر مبارزه با قاچاق در حال فعاليت هستند بايد داراي انگيزه و اعتقاد لازم در اين باره باشند و نظارت مستمر نيز در اين رابطه وجود داشته باشد تا عوامل قاچاقچي در بين اين افراد نفوذ نكنند و اگر چنانچه در بين دستگاه‌هاي مبارزه كننده با قاچاق عوامل قاچاقچيان نفوذ كرد بدانيد كه در اين زمينه به هدف خود نخواهيم رسيد.

وي در پاسخ به بازدارنده بودن مجازات‌ها در رابطه با قاچاقچيان نيز گفت: در اين زمينه ممكن است نواقصي وجود داشته باشد؛ ممكن است در امر مجريان قانون اعم از دستگاه قضايي و غير قضايي هم نقصي وجود داشته باشد اما آن چيزي كه به ذهن من مي‌رسد اين است كه نقص ما در قانون كمتر از نقص ما در اجراي قوانين است به طوري كه اگر در امر اجراي قوانين هم در دستگاه قضايي و هم در دستگاه‌هاي غير قضايي جدي گرفته شود نواقص قانون بسيار مشكل زا نيست. در عين حال اگر امروز مشكلي در اين زمينه وجود دارد بيشتر مربوط به اجراي قوانين است.

محسني اژه‌اي در پاسخ به اينكه آيا دادستاني نمي‌خواهد به عنوان مدعي العموم در مورد بحث نقص ايمني خودروها وارد عمل شود، پاسخ داد: دادستاني در مواردي كه حقوق عمومي پايمال مي‌شود وارد عمل خواهد شد اما مي‌خواهيم دستگاه‌هاي ذيربط را در مرحله اول وادار كنيم كه خود با اين نوع مسائل برخورد كنند يعني اگر چنانچه احساس كرديم به طور مثال در مورد خودروهايي كه از نظر ترمز، ايمني لازم را ندارند ورود كنيم آيا بهتر است كه دادستاني خود با شركت‌هاي خودروساز برخورد كند يا اينكه دستگاه ذيربط را موظف كنيم كه به دنبال اين موضوع باشد در صورتي كه دستگاه ذيربط در رابطه با وظيفه خود كوتاهي داشت در مرحله اول دادستاني به سراغ آن مجموعه خواهد رفت. يعني در صورت وجود نقص، دادستاني در مرحله دوم به سراغ مجموعه‌اي خواهد رفت كه وظيفه نظارت بر اين موضوع را دارد و بر اثر سهل انگاري در وظيفه خود باعث شده است كه حقي از مردم ضايع شود.

وي اعلام كرد: در رابطه با بحث ايمني ترمز خودروها نيز دادستاني اين موضوع را پيگيري كرده است.

لینک مستقیم به این مطلب


ادامه مطلب

Saturday, January 09, 2010

تیراندازی به خودروی کروبی در قزوین

خودروی مهدی کروبی، نامزد معترض به نتیجه انتخابات در قزوین مورد هدف گلوله قرار گرفت.

به گزارش سحام‌نیوز، پایگاه خبری حزب اعتماد ملی، این حمله از سوی شماری از نیروهای لباس شخصی هوادار دولت انجام شده‌است.

بنا به این گزارش، در پی حضور مهدی کروبی در شهر قزوین برای شرکت در مراسم عزاداری محرم، برخی از طرفداران دولت با تجمع در برابر محل اقامت آقای کروبی مانع ورود او به محل برگزاری مراسم شدند.


خودروی کروبی در قزوین، رجا نیوز

دبیر کل حزب اعتماد ملی شب گذشته، پنج‌شنبه به دعوت ناصر قوامی، نماینده قزوین در دوره ششم مجلس شورای اسلامی که ریاست ستاد انتخاباتی آقای کروبی را در شهر قزوین بر عهده داشت، به این شهر دعوت شده بود.

سحام نیوز افراد مهاجم را «نیروهای اجیر شده از جانب بسیج و سپاه» معرفی کرده و می‌گوید که جمعیتی در حدود پانصد نفر با مینی‌بوس به محل اقامت مهدی کروبی آمده بودند و «با پرتاب سنگ و آجر شیشه‌های محل اقامت وی را شکستند.»

پانصد نفر از افراد هوادار دولت با تجمع در برابر محل اقامت مهدی کروبی در قزوین، شعارهایی علیه وی و چهره‌های اصلاح‌طلب دادند

بنا به این گزارش افراد مسلحی که در بین تجمع‌کنندگان بودند، این نامزد معترض را به خارج شدن از منزل «تهدید»می‌کردند.
آقای کروبی پس از چهار ساعت در هنگام حضور نیروهای یگان وی‍‍ژه و پلیس ضد شورش از محل اقامتش خارج شد و قزوین را به مقصد تهران ترک کرد.

وی علت ترک قزوین را «حفظ امنیت» مردم ساکن در آنجا عنوان کرد و گفت: «اگر کادر حفاظت من درگیر می‌شدند یا تیراندازی می‌کردند برخلاف نیروهای آشوبگر که بی‌هیچ گونه نگرانی تیراندازی می‌کنند، به دادگاه احضار و محاکمه می‌شدند.»


مخالفان مهدی کروبی در قزوین

سحام نیوز ادامه داده‌است: «از چند روز پیش، عده‌ای در جهت ملتهب نمودن اوضاع، با ارسال پیامک و انتشار خبر در رسانه‌های داخلی استان، نسبت به حضور مهدی کروبی در این شهر هشدار داده بودند.»

خبرگزاری فارس نیز از دادن شعار بر علیه این نامزد معترض در برابر محل اقامتش خبر داده‌است. به گزارش فارس تجمع کنندگان مهدی کروبی را «عامل خارجی» عنوان کرده و اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و میرحسین موسوی را «نفرین» می‌کردند.
آن‌ها شعاری به عربی بدین مضمون سر می‌دادند: «لعن علی عدوک یا حسین ، خاتمی و کروبی و میرحسین». شعار دیگر این تجمع‌کنندگان این بود: «احمق تر از کروبی عالم به خود ندیده».

به گزارش خبرگزاری فارس تجمع‌کنندگان اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و میرحسین موسوی را نیز «نفرین» می‌کردند

فارس نوشته‌است که اعضای حزب اعتماد ملی، شعبه قزوین، بیانیه‌ای در مورد احتمال کناره‌گیری خود از فعالیت حزبی منتشر کرده‌اند.

مهدی کروبی، نامزد معترض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در شش ماه گذشته بارها به آنچه «تقلب» در انتخابات می‌داند اعتراض کرده‌است.


هجوم لباس‌شخصی‌ها در قزوین

وی همچنین با بیان این‌که برخی بازداشت‌شدگان در زندان مورد «شکنجه و تجاوز» قرار گرفته‌اند، خواستار پیگیری این موضوع شده‌است.

در ماه‌های گذشته آقای کروبی چندین بار در مراسم مختلف از سوی هواداران دولت مورد حمله قرار گرفته‌است.

لینک مستقیم به این مطلب

ادامه مطلب

Wednesday, January 06, 2010

علیرضا شیرازی مدیر بلاگفا بخواند!

خدا را شکر که الآن وبلاگ علیرضا شیرازی مدیرعامل بلاگفا بالا نمی اید وگرنه الآن من آنجا بودم و هرچه از دهنم در می آمد به این مردک ِ ..... میگفتم!
واقعاً راست گفته اند به جنس ایرانی نمی توان اعتماد کرد. سرویس بلاگفا هم من جملۀ همین اجناس است!
هروقت عشقش بکشد بالا می آید هر وقت هم عشقش نکشد بالا نمی آید
هروقت عشقش بکشد و یا از قیافۀ هر وبلاگی خوشش نباید بدون اعلام قبلی به صاحب وبلاگ، اکانت طرف و کل آرشیو کاربر بیچاره را پاک می کند!
الآن هم از انروزهایی است که بلاگفا عشقش طبق موعد مقرر میخواهم آوانگارد را به روز کنم، و مانده ام معطل چه خاکی به سرم بریزم!


به خدا اگر آرشیو وبلاگم نبود و وبلاگم با همین آدرس شناخته شده نبود، جول و پلاسم را جمع می کردم و آوانگار را هم می آوردم بلاگ اسپات!
واقعاً راست گفته اند
به هیچ کدام از محصولات وطنی نمی توان اعتماد کرد!
نه محصولات سخت افزاری نه محصولات نرم افزاری!!!!
ادامه مطلب

این روزهای مرده خدا هم درد می کشد.


از اون مناظرۀ کذایی تا به امروز هیچوقت موسوی رو اینقدر مظلوم ندیده بودم و البته تنها.....
نمیدانم آنها که روزنامه ها به خاطر انتشار بیانیۀ موسوی مورد «تذکر» قرار داده اند این عکس را دیده اند یا نه؟ اما آنها خوب میدانند که موسوی در آخرین بیانیه اش، حتی اشاره ای به فوت خواهر زاده اش نکرد! اصلاً نه به روی خودش و نه به روی کسی آورد که «شهادت» برادر زاده اش هشداری برای خود موسوی بود.
موسوی میتوانست از فوت برادر زاده اش بهره ها ببرد. اما او متواضعانه از این «امتیاز» گذشت و مظلومانه برادرزاده اش را به خاک سپرد.
چقدر کثیف است سیاست...
و چقدر حقیرند تشنگان قدرت...

ادامه مطلب

Wednesday, December 23, 2009

دومین شمارۀ مجلۀ الکرونیکی «آوانگارد» منتشر شد



دومین شمارۀ «آوانگارد» منتشر شد. در این شماره مطالب و نوشتارهایی در حوزه های تاریخ و اندیشه و نیز ادبیات ، به همراه پرونده ای که درباب تجدد ادبی و شرح گفتمان های رایج و غالب دوران پسا مشروطه در زبان و ادبیات فارسی تشکیل شده است.
اسامی برخی از نگارندگان این شماره بدین شرح است:
دکر عبدالحسین زرین کوب
دکتر غلامحسین یوسفی
دکتر پرویز ناتل خانلری
دکتر سعید نفیسی
دکتر یعقوب آژند
علامه وحید دستگردی
گابریل مارسل
و....


فهرست مطالب دومین شمارۀ نشریۀ آوانگارد:





سرمقاله {تقدیریه}
اندیشه و تاریخ
اندیشه و تاریخ {مناسبت} - یلدا
اندیشه و تاریخ {مناسبت} - افلاتون مولانای سقراط - مولانا افلاتون
اندیشه و تاریخ {نقد و نظر} - گناه اصلی در فلسفه غرب
اندیشه و تاریخ {نقد و نظر} - پيچيدگی هاي انديشه ايراني
اندیشه و تاریخ {روایات و اسناد} - از ناپلئون به فتحعلی شاه
اندیشه و تاریخ {روایات و اسناد} - محرّم قاجاری
اندیشه و تاریخ {تاریخ روشنفکری ایران} - قسمت دوم اصلاحات قاجاری
ادبیات:
ادبیات {روایات و اسناد} - سخنرانی احمد شاملو
ادبیات {نقد و نظر} - آزادی در هنر / دکتر خانلری
ادبیات {نقد و نظر} - تاریخ نمایش در ایران / دکتر احمد محمدی
ادبیات {روایات و اسناد} - تعزیه / بقلم دکتر زرین کوب
ادبیات {نقد و نظر} - بازخوانی یک حماسۀ تراژیک
ادبیات {شعر} - درخت درون / اکتاویوپاز
ادبیات {شعر} - باران
ادبیات {شعر} - تنهائی
ادبیات {داستان} - تمام شوق او همین است
ادبیات {داستان} - رابطۀ نارنجی
پرونده:
پرونده {مقدمه} - زبان فارسی و تحولات تاریخی
پرونده {نقد و نظر} - درباب شعر نو
پرونده {قسمت اول} - تاریخ ادبیات معاصر / دکتر آژند
پرونده {قسمت دوم} - تاریخ ادبیات معاصر / دکتر آژند
پرونده {قسمت سوم} - تاریخ ادبیات معاصر / دکتر آژند
پرونده {نقد و نظر} - دربارۀ تجدد ادبی / دکتر زرین کوب
پرونده {نقد و نظر} - تجدد در شعر و تحول در زندگی / دکتر یوسفی
پرونده {نقد و نظر} - تجدد ادبی یا انقلاب ادبی / دستگردی
پرونده {ترجمان} - شرایط نوآوری در هنر / گابریل مارسل
پرونده {روش تجدد در زبان} - قسمت اول / دکتر نفیسی
پرونده {روش تجدد در زبان} - قسمت دوم / دکتر نفیسی



مشاهدۀ تمام مطالب شمارۀ دوم آوانگارد منتشره در اول دیماه ۱۳۸۸


لینک مستقیم به این مطلب

ادامه مطلب

Tuesday, December 08, 2009

مثلث روشنفکری قزوین -در آوانگارد


اولین شمارۀ نشریۀ «آوانگارد منتشر شد.
آوانگارد نشریه ای خصوصی ست که بابودجۀ شخصی اداره میشود. این نشریه دو سرویس مستقل (یکی اندیشه و تاریخ و دیگر ادبیات) دارد و سرویس سومی هم زیر نام پرونده، نهاده شده که در هر شماره به یکی از مسائل مربوط به حوزۀ فرهنگ و هنر میپردازد.
اولین پروندۀ آوانگارد، به سه تن از روشنفکران ِ تاثیرگذار اجتماع و فرهنگ و ادبیات میپردازد. «نسیم شمال» ، «علی اکبر دهخدا» و «محمد قزوینی»، سه شخصی هستند که در پروندۀ اولین شمارۀ آوانگارد، زیر نام «مثلث روشنفکری قزوین» منتشر شده است.
نسخۀ پی دی اف این مجله را می توانید از اینجا دانلود کنید.
فهرست یرخی مطالب شمارۀ اول آوانگارد بدین شرح است:
سرمقاله

چرا آوانگارد.........

تاریخ روشنفکری ایران - قسمت اول(مقدمه)
حاشیۀ اندیشه - زنان و فیلسوفان (یونان باستان) 1- سقراط. 7

مقدمه / گسست اجتماعی ادبیات..
ادبیات در ایران ؛ از هزار دستان تا بوف کور
شعرهای کافه - شعر
عیدی غدیر (داستان)
5

پرونده........................................50
اولین ویژه نامۀ فرهنگی قزوین - مثلث روشنفکری قزوین : نسیم شمال ، علی اکبر دهخدا ، محمد قزوینی 2
ادای دین به نسیم شمال و دهخدا.............................53
.
زندگینامۀ نسیم شمال.......................................56
سیداشرف الدین معروف به «نسیم شمال».................57
درد ایران بی دواست (شعر)....................................66

زندگینامۀ علی اکبر دهخدا.......................................68
دهخدا و طنازی هایش.......................................82


زندگی نامۀ محمد قزوینی.............................................88
محمد قزوینی و شخ فضل الله نوری...................................97
تحقیقات ادبی ............................................................99

آدرس اینترنتی نشریه:
http://avantgrade-mag.blogfa.com/
آدرس اینترنتی شمارۀ اول نشریه:
http://avantgrade-mag.blogfa.com/cat-1.aspx
ادامه مطلب

Tuesday, November 17, 2009

سردار رادان و امنیت



حضور محترم جناب آقای .....
ببخشید سردار، نامه ی من از رسوم اداری ، تهی ست، چون با زبان خشک بوروکراتیک نمی توانم حرف دلم را بزنم. و چونکه میدانم شما دغدغه ی خطیر تامین امنیت برای مردم را دارید زیاد وقتتان را نمی گیرم و بی مقدمه میروم سر اصل مطلب.
راستش را بخواهید من از کسانی بوده ام که برای نسل سوم و آینده ی آن نگرانم، نسلی که گذشته را مثل شما درک نکرده، حال را مثل شما نمی بیند، و آینده را هم مثل شما نمی خواهد. نسل سوم، در فضای متفاتی بزرگ شده و با شاخص های متفاتی شخصیت و دغدغه هاییش شکل گرفته! شما بسیاری از آن دغدغه ها را نمی فهمید! یعنی نه اینکه نفهمید! نه! منظورم آنست که شما و خیلی از دوستانتان اصلا به نسل سوم حق نمیدهید که چنین دغدغه هایی داشته باشند!
روزی که شما رو در روی مجری برنامه ای با نقد آن مجری در مورد «طرح امنیت اجتماعی» مواجه شدید، بسیار از این طرح دفاع کردید و موج انتقادات، پیر و جوان، وزیر و وکیل، کارمند و کارشناس و.... برایتان مهم نبود!
راستش را بخواهید ما شما را همیشه همینطوری دیده ایم! چونکه حتی به حرف دیگران گوش هم نمی کنید (منظورم جلوی دوربین نیست!). روزی یکی از همکارانتان گفت، مردم باید از دیدن پلیس احساس امنیت کنند! من هم همین اعتقاد را دارم! اما آیا واقعا همین طور است؟ مسلما نه!
بیش از هرکسی این جوانان هستند، که در معرض آسیب قرار دارند، و برای رفع این معضل احتیاج به «ساخته شدن» و «امنیت واقعی» دارند! آن روزهایی که ماشین های شما زیر نام گشت های ارشاد، در خیابانهای شهر گشت، میزدند و هرکه را «نا امن» میدانستند، به او تذکر میدادند! هیچگاه شما نتوانستید، یا من ندیدم که بتوانید کسی را قانع کنید، که : فلانی این کار یا رفتارت درست نیست!" شما همیشه از موضع بالا و با برخوردهای تاسف آور با افرادی که نا امن میدانستید، برخورد میکردید... اصلا به کسی حق نمی دهید تا پاسخ شما را بدهد! حتی خود من هم که دارم این حرفها را به شما میگویم، این احتمال را میدهم که به مزاج شما خوش نیاید و با من به جرم «حرف زدن» برخورد کنید! شاید این برای شما مسخره باشد اما بسیاری از همکارانتان این رفتار را می کنند!
سردار میدانید نتیجه ی این رفتارتان چه خواهد شد؟ آیا وضعیت تغییر کرد؟ آیا به آن به اصطلاح «امنیت اخلاقی» دست یافتید؟ آیا واقعا توانستید جلوی آسیب پذیری جوانان را بگیرید؟ (مسلما نه!) ممکن است شما بگوئید امار و ارقام اینطوری نشان میدهند،اما در عرصه عمومی چنین چیزی محسوس نیست. وقتی توی خیابان راه می روم و می بینم که شما با بعضی از جوانان را به جرم نا امن بودن، برخورد میکنید، با خودم میگویم: "این جوانها چه خطری دارند که امنیت جامعه را از آن سلب میکنند؟" آیا ژل زدن مو و یا بلند کردن آن یا گذاشتن فلان مدل ریش و پوشیدن بهمان لباس برای شما ملاک نا امنی ست؟ اما من که باشخصه از جانب بسیاری از این جوانان نا امن و خطری ندیدم! وقتی می بینم خانمی که در خیابان با شوهرش آرام و بی صدا از گوشه ی سمت راست یک پیاده روی شلوغ، بی آنکه امنیت من یا کس دیگر را به خطر بیاندازند، عبور میکنند، اما ناگهان شما یا همکارانتان آن زن ِ بیچاره را با انگشت نشان میدهید، و از او میخواهید برای امن شدن نزد شما بیاید، و آن زن زیر بار نگاه سنگین ِ مردم در آن موقعیت، از جور ِ سکه ی یک پول شدن! ؛ له میشود، من شرمنده می شوم! از اینکه شما فکر میکنید، یک زن در کنار شوهرش نا امن است، خجالت می کشم! از خودم! تازه این فقط یک مورد بود! برخودهای خشن تری هم از شما دیده ام! اما هرچه فکر کردم دیدم، خیلی از آن کسانی که شما در خیابان جلوی دیگران تحقیرشان می کنید، واقعا خطری برای کسی ندارند!
سردار! من با لشگر کشی خیابانی، و کشاندن مجادلات سیاسی از جراید به خیابان هیچگاه موافق نبوده و نیستم! و معتقدم، اجرای قانون، حتی اگر نادرست هم باشد، بهتر از بی قانونی است! حرف سیاسی هم نمی خواهم بزنم، فقط میخواهم بگویم در دعاوی اخیر آدمهایی را دیدم که شما آنها را نا امن میدانستید و با نهایت خشونت با ایشان برخورد میکردید، یکی از همکارانتان گفت فیلم کتک زدن آن دختر برای روز 13 آبان نیست! باشد! ولی بالاخره برای شما که بوده؟ خیلی دوست داشتم بدانم شما در هنگام دیدن این فیلم، چه عکس العملی نشان دادید! من بازهم تاسف خوردم! شرمنده شدم! و خجالت کشید! (آنقدر که نمی خواهد پای کهریزک را به میانه بکشم!)
زیاد سرتان را درد نمی آورم و حرف آخرم را میزنم سردار! بسیاری از آن کسانی که قربانی برخورد غلط و بی نتیجه ی شما و همکارانتان می شوند، نا امن نیستند! بسیاری از آنانی که طعم لگد پوتین ها و ضربه های باطوم های شما را می چشند، آشوبگر و اخلالگر نیستند! و شما هرگز نمی توانید بواسطه برخورد با این آدم ها در جامعه امنیت را برقرار کنید! لطفا مثل همکارانتان جبهه نگیرید و با خشونت برخورد نکنید سردار! از نظر من شما در طرح ایجاد امنیت (از هرنوع) شکست خوردید سردار! آدم های نا امن و کسانی که امنیت واقعی جامعه را به خطر می اندزند، دختر ها و پسرهای، دانشجو یا تحصیلکرده و با هویت معین که در موارد خاص اقناع نشده اند نیستند! کسانی امنیت جامعه را به خطر می اندازند، که به یک زن در حضور شوهرش و و در مقابل چشمان او تجاوز می کنند! سردار! به بچه های مردم و جوانان این سرزمین اعتماد کنید! آنها موجودات خطرناکی نیستند! این جوانها امنیت را به خطر نمی اندازند! امنیت جامعه ی ما زمانی به خطر می افتد که شش نفر در یک روز به یک زن بیچاره تجاوز می کنند! و ظرف چند ساعت آزاد شوند!!! امنیت زمانی اتفاق می افتد که یک زن به تنهایی جان شش نفر آدم را میگیرد! امنیت زمانی به خطر می افتد که یک مامور دولتی در بیرون شهر با یک خانم..... ، امنیت زمانی به خطر می افتد که کسی با مدرک تقلبی وزیر بشود! امنیت زمانی بخطر می افتد که بالای 50درصد جامعه زیر خط فقر است، امنیت زمانی به خطر می افتد که 65درصد جوانان زندگی بهتر را در آنسوی مرزها می بینند و هزار و یک چیز دیگر که به من این اجازه را میدهد تا از شما بپرسم :


سردار! این بود نتیجه ی اجرای طرح امنیت ِ تان؟
ادامه مطلب

Sunday, November 01, 2009

ایدئولوژی و عینک! در ایران

ایدئولوژی همیشه مثل عینکی می ماند که یک ایدئولوگ ساخته و یک جامعه (ویا بخشهایی از آن) از این عینک اسفاده میکنند، وچشمهایشان (شهودشان) را پشت شیشه های این عینک (- ِ ذهنی) قرار میدهند تا از دیریچه ی ایین عینک عالم عینی و مادی را تماشا کنند.
صاحبان و یا سازندگان ِ این ایده ئولوژی عینک ِ خود را وسیله ای میدانند که بواسطه ی آن دنیا با وضوح و به صورتی که باب ِ یک ساختار خاص است مورد تماشا قرار میگیرد، و صاحب عینک میتواند بسیاری از پدیده های عالم توجیه، تفسیر و یا تنقید کند.
اما در ایران این عینک چکار می کند؟ ایدئولوژی ِ رسمی و رایج میان بخش های متنابهی از ایران به نحوی فراتر از ایدئولوژی های ماتریالیستی (مثل مثلا کمونیسم..) در سرزمسن های غیر اسلامی است. این فراتر بودن بمعنای آن ست که صاحبان و مالکان و ایدئوگ های این ایدئولوژی، بخش اعظمی از ساختار بینش خود را برخلاف بینش های غربی، نه ساخته ی ذهن انسان بلکه ساخته دست مالک و صاحب تمام عالم هستی میدانند. بنابراین «آسمانی» بودن ایئولوژی یک از دلایل محدویت در نقد و ارتقاع این ایئولوژی ست
صاحب و ایدئوگ ها باید بدانند که این ایدئوژی به واسطه ی تغییر مدام در ابزار و ابژه های هستی، ممکن است این عینک ِ بسیاری ری از چیز ها را نه آنگونه که هست بلکه به صورت ِ ِ دیگر نشان دهد و یا اصلا خیلی از چیز ها را نشان ندهد!
این چیزها را گفتم تا به زبان ساده و روان و خلاصه این مسئله یعنی پائین بودن نمره ی عینک موجود در ایران باعث بروز این مشکلات شده است! نمرهی این عینک (ایدئولوژی) باید ارتقاع یابد!
ادامه مطلب

Saturday, October 31, 2009

محمد قوچانی آزاد شد!


محمد قوچانی، سردبیر روزنامه اعتماد ملی، بامداد امروز جمعه، از زندان اوین آزاد شد.
به گزارش تارنمای «تغییر»، پایگاه خبری حزب اعتماد ملی، ماموران امنیتی این روزنامه نگار را ساعت دو نیمه شب روبروی یک آزانس رها کرده‌اند.
محمد قوچانی، ۳۰ خرداد ماه جاری از سوی ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شد و به مدت ۱۳۱ روز در بند ۲۰۹ زندان اوین بازداشت بود.
به گزارش نوروز این روزنامه‎نگار با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده و اتهام وی «بر هم زدن امنیت کشور از طریق شرکت در تجمعات و نوشتن مطالب» عنوان شده‌است.
وی همچنین در دو دادگاهی که برای متهمان وقایع پس از انتخابات تشکیل شد، حضور داشت. در این دادگاه‌ها معترضان به صورت دست‌جمعی با اتهام «راه انداختن انقلاب مخملین و تشکیک در انتخابات» محاکمه شدند.
محمد قوچانی به «بر هم زدن امنیت کشور از طریق شرکت در تجمعات و نوشتن مطالب» متهم شده است
محمد قوچانی در بسیاری از روزنامه‌های اصلاح طلب فعالیت داشته است. مجموعه مقالات وی در چندین کتاب از جمله «پدرخوانده و چپ‌های جوان»، «یقه‌سفیدها»، «جمهوری مقدس»، «نازی‌آبادی‌ها» و «سه اسلام» منتشر شده است.
آقای قوچانی سردبیری روزنامه‌های شرق و هم‌میهن و هفته‌نامه شهروند امروز را بر عهده داشت. وی در هنگام دستگیری سردبیر روزنامه اعتماد ملی، ارگان خبری حزب اعتماد ملی بود.
روزنامه اعتماد ملی مرداد ماه امسال توقیف شد. شماری از خبرنگاران این روزنامه در میان بازداشت‌شدگان حوادث پس انتخابات هستند.
توضیح : عکس ها مربوط به روزی بود که روزنامه هم میهن توقیف شد. آن خانم همکه محمد قوچانی را دلداری میدهد همسرش مریم باقی ست و در عکس دوم هم آن آقا عباس کوثری عکاس روزنامه ی مرحوم هم میهن است که این ژورنالیست ِ احساساتی ما را دلداری میدهند.
ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 سکوت.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده